مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٢٩
آن چيز محلّ امكان وجود او مىتواند بود و نه محلّ امكان فساد او، و معنى آنكه جسم محلّ امكان سواد است آن است كه مهيّاى وجود سواد است در او. به اين معنى كه سواد در حال وجود مقترن به او مىباشد، و همچنين در امكان فساد. و از اين جهت است كه شىء محلّ امكان فساد ذات خود نمىتواند بود. پس بدن محلّ امكان حدوث نفس از آن حيثيّت كه مباين نفس است نمىتواند بود. و محلّ امكان فساد آن نيز نمىتواند بود. بلكه به هيأت مخصوصه مأخوذه پيش از حدوث نفس محلّ امكان و تهيّؤ حدوث صورت انسانيّه است كه مقارن آن باشد و آن را نوع محصّل گرداند. و وجود چنان صورتى ممكن نيست مگر با چيزى كه مبدأ قريب آن صورت باشد، يعنى نفس. پس به حسب استعداد و تهيّؤ آن مبدأ صورتى كه مقارن و مقوّم آن باشد حادث مىگردد بر وجهى كه آن مبدأ مرتبط به آن باشد، به آن نوع ارتباطى كه مذكور شد و به آن حدوث آن ارتباط و تهيّؤ از بدن زايل مىشود. زيرا كه زايل شده است از بدن آن چيزى كه بدن با آن محلّ امكان حدوث نفس بود، يعنى آن هيأت مخصوصه، پس همين باقى ماند كه بدن محلّ امكان فساد صورت مقارن به آن و زوال آن ارتباط از او باشد، و ممتنع است كه محلّ فاسد آن مبدأ از آن حيثيّت كه ذاتى است مباين از او باشد. پس بدن با هيأت مخصوصه شرط است در حدوث نفس از آن حيثيّت كه صورت يا مبدأ صورت است، نه از آن حيثيّت كه موجود مجرّد است. و بدن در وجودش شرط نيست.
و چيزى كه حادث شد به فساد آنچه شرط است در حدوث آن فاسد نمىگردد. چنانكه بيت بعد از فوت بنّا كه در حدوث آن شرط است فاسد نمىشود.
و اگر كسى گويد: كه سبب چيست كه حدوث صورت موجب حدوث مبدأ مىشود و فساد آن موجب [٤٧٨] فساد مبدأ نمىشود، و فرق ميان اين دو امر چيست؟
مىگوييم: كه آنچه اقتضاى وجود معلول مىكند اقتضاى وجود جميع علل آن مىنمايد با جميع شرايط. و آنچه اقتضاى فساد آن مىكند اقتضاى فساد جميع علل نمىكند، بلكه فساد يك شرط كافى است هر چند آن شرط عدمى باشد». [١] اين است آنچه محقّق طوسى در شرح اشارات فرموده است.
[١] - نصير الدين طوسى، شرح الإشارات، ج ٣، صص ٢٩١- ٢٩٢..
مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا ؛ ص٥٣٠