مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥١
بعضى غير كامل. و كامل آن بر سه قسم است: يكى عظمى، و آن اجتماع جميع افراد ناس است در معموره زمين، و دوم وسطى، مثل اجتماع امّتى در جزوى از معموره زمين، سوم صغرى، مانند اجتماع اهل يك شهر در جزئى از مسكن يك امّت. و اجتماع غير كامل، مانند اجتماع اهل ده و اهل محلّه يا كوچه يا خانه. و فرق آن است كه قريه مثل خادم مدينه است و محلّه جزء آن است و كوچه جزء محلّه است و خانه جزء كوچه است، و جميع اهل مداين و مساكن امّتها اجزاء اهل معمورهاند.
و خير افضل و كمال اقصى رسيده مىشود به مدينه فاضله و امّت فاضله كه همه شهرهاى آن امت اعانت مىنمايند يكديگر را بر نيل غايت حقيقيّه و خير حقيقى، نه در مدينه ناقصه و امّت جاهله كه در رسيدن به شرور يكديگر را اعانت نمايند.
پس مدينه فاضله به بدن تام صحيحى شباهت دارد كه همه اعضاى آن در تتميم حيات يكديگر را معاونت مىكنند، و در آن اعضا يك عضو رئيس است كه قلب است، و مراتب قرب اعضاء ديگر به اين رئيس متفاوت است، و براى هر يك از آنها قوّهاى هست كه به آن قوّه فعلى مىكند كه غرض آن عضو رئيس به آن تمام مىشود، و بعضى بىواسطه عضوى ديگر و بعضى به واسطه، يعنى افعال ايشان بر طبق غرض اعضائى است كه بىواسطه خدمت رئيس مىكنند، و اينها در مرتبه ثانيه واقعهاند. و بعد از اين اعضائى هستند كه فعل مىكنند بر مقتضاى غرض اعضائى كه در مرتبه ثانى واقعاند. و بعد از اين اعضائى هستند كه فعل مىكنند بر مقتضاى غرض اعضائى كه در مرتبه ثانى واقعاند و آنها در مرتبه ثالثه واقعاند. و همچنين تا آنكه به اعضائى مىرسند كه خادمند و بر هيچ عضو رياست ندارند.
و همچنين اجزاى مدينه به حسب فطرت و طبايع مختلفاند و در هيئات متفاضل، به حسب عنايت بارى تعالى بر بندگان خودش، و به حسب وقوع ظلالى از نور صفات عليا و اسماء حسناى او بر عباد و بلادش، مثل وقوع ظلال صفات نفس ناطقه و اخلاق آن بر خلايق بدن و بلاد آن از قوى و اعضاء. پس در مدينه انسان واحدى هست كه رئيس و مطاع است و ديگران در قرب به آن متفاوتند، و براى هر يك هيأتى و ملكهاى هست كه به آن فعل مىكند كه مقصود رئيس به آن منوط است و اين گروه اوّل مراتباند، و بعد از ايشان گروهى ديگراند كه بر طبق مقصود اين گروه فعل مىكنند.
و همچنين اجزاء مدينه مترتّب است تا آنكه منتهى مىشود به اجزائى كه خادمند و
.
مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا ؛ ص٥٢