مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٩٥
است در خارج در جزئيّات مادّيه، مانند حيوان بما هو حيوان، كه ماهيّتش در خارج به عين وجود اشخاص موجود است، و براى آن اعتبارى هست كه به آن اعتبار تخصّص به مكان معيّن و وضع خاص ندارد، و از حيثيّت طبيعت مشتركه قابل قسمت مقداريّه جزئيّه نيست. و مثل اين است ماهيّتى كه در ذهن اكثر مردم موجود مىگردد، زيرا كه وجود آن به عين وجود صورت متخيّله است، لكن ذهن مىتواند كه آن را به وجود اعتبارات اعتبار نمايد. پس آن صورت از آن حيثيّت كه صورت شخصيّه موجوده در قوّه ادراكيّه جزئيّه است صورت متخيّله است، و از حيثيّت اعتبارش بما هي حيوان، بدون اشتراط قيدى ديگر، نه متخيّل است و نه محسوس و نه معقول، زيرا كه به اين اعتبار امرى است مبهم الوجود، اگر چه در واقع به وجود ما يتّحد به موجود است، و از آن حيثيّت كه مشترك است ميان كثيرين معقول و مجرّد است.
پس مىگوييم: كه در ذهن از طبيعت حيوان صورت مجرّده بالفعل حاصل نيست كه وجودش في نفسه وجود تجرّدى باشد، مثل وجود مفارقات، تا آنكه لازم آيد كه محلّش نيز مجرّد باشد، بلكه موجود در ذهن چيزى است كه براى آن اعتبارات هست كه به حسب بعضى جزئى است و به حسب بعضى كلّى و به حسب بعضى مطلق. و براى صورت خارجيّه نيز همين اعتبارات هست. و مسلّم نيست كه هر يك از افراد ناس را ممكن باشد كه اين اعتبارات را ملاحظه نمايد، يا آنكه امر ذهنى را تصوّر كند بر آن وجه كه كلّى و مشترك در ميان كثيرين باشد [و] مجرّد از خصوصيّات و قيود جزئيّه. [١]
تتميم
براى اين برهان در كتب قوم تقريرى ديگر هست. و آن تقرير اين است [٤٤٣] كه براى هر چيز حقيقتى هست كه به آن حقيقت آن شىء آن شىء است. و آن حقيقت لا محالة واحد و غير قابل قسمت است، زيرا كه قابل قسمت بايد كه با قسمت باقى ماند. و عشره از آن حيثيّت كه عشره است با انقسام باقى نمىماند، و خمسه جزء عشره از آن حيثيّت كه نوعى از انواع عدديه است نيست، بلكه جزئى است از كثرت وحدات. و براى عشره از آن
[١] - صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨ ص ٢٦٠- ٢٦٤ (با تفاوت).