مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧١
در درجه نفوس حيوانيّه است تا وقتى كه به بلوغ صورى برسد، و در اين حال حيوان بشرى بالفعل و انسان با نفسانى بالقوّه است. و بعد از آن نفسش مدرك اشياء به فكر و رويّه و مستعمل عقل مىگردد تا آنكه به استحكام ملكات و اخلاق باطنه به حدّ بلوغ معنوى و أشدّ باطنى برسد، غالب اين است كه اين حالت در حدود اربعين حادث گردد. پس در اين مرتبه انسان نفسانى بالفعل و انسان ملكى يا شيطانى بالقوّه خواهد بود و در قيامت محشور خواهد گرديد و يا با گروه ملائكه يا شياطين». [١]
و براى قوّه عاقله، يا براى نفس به اعتبار قوّه عاقله، چهار مرتبه است:
مرتبه أولى: آن است كه اوّل علوم نفس علم به ذات خود است، پس علم به قوى و آلاتى كه آنها را استعمال مىنمايد از حواسّ ظاهره و باطنه. و اين دو علم از علوم حضوريّه فطريّه است، زيرا كه نفس براى خودش [حاضر است] و آلاتش براى او حاضرند. و بعد از اين دو علم، از ذات نفس [٤١٧] استعمال آلات منبعث مىگردد بدون تصوّر فعل و تصديق به فايده آن، زيرا كه اين استعمال، فعل اختيارى مسبوق به قصد و رويّه نيست اگر چه نفس عالم به آن و راضى به آن است. و فرق ميان رضا و قصد بعد از اين معلوم خواهد شد. پس اراده اين فعل از نفس منبعث از ذات آن است بدون رويّه. و ذات بذاتهاش مستعمل اين آلات است بدون اراده زايده بر ذات؛ بلكه چون ذات نفس در همان آن وجود عالم به ذات خود و عاشق ذات خود است، عشقى ناشى از ذات، مضطر مىگردد به استعمال آلات، به اعتبار آنكه در آن وقت قدرت بر امرى ديگر ندارد.
و از اين بيان مندفع مىگردد آنچه گفتهاند كه استعمال حواس فعل اختيارى است، و هر فعل اختيارى مسبوق است به تصوّر آن فعل و تصديق به فايده آن، به وجهى از وجوه. پس بايد كه پيش از استعمال آلات، صورت كليّه تصوريّه و تصديقيّه حاصل شود.
و وجه اندفاعش: آن است كه نسبت استعمال آلات و عدم آن به نفس متساوى نيستند تا آنكه محتاج به سبق مرجّحى موقوف بر تصوّر فعل و غايت آن گردد. بلكه از همان شوق ذاتى كه عين ذات است و براى نفس متصوّر است صادر مىگردد.
[١] - صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، صص ١٣٣- ١٣٧.