مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٦٨
زيتون و كرم و رمّان. امّا هنوز قوّه ذكورت و انوثت آن از هم ممتاز نگرديده است. و چون به جايى رسيد كه اگر از آن تجاوز نمايد داخل در مرتبه حيوان خواهد شد، و در آنجا قوّه ذكورت و انوثت نيز ممتاز مىگردد، مانند نخل. و از آنجا به مرتبه حيوان مىرسد، و مراتب انواع و افراد حيوان را قطع نموده داخل در اوّل مرحله از مراحل انسانيّت مىشود. و تفاضل و تفاوت واقعه در مراتب انسانيّت به حسب مرتبه از جميع انواع و افراد بيشتر و ظاهرتر است.
و اوّل مراتب افق انسانى كه متّصل به آخر مراتب حيوانى است، آن كسانند كه در اطراف و اقاصى معموره عالم سكنى دارند، مانند اواخر ترك كه به بلاد يأجوج و مأجوج متّصلند، و اواخر زنج و امثال ايشان كه از مرتبه قرده اندكى بالاتر آمدهاند. و متوسّطين از انسان ساكنان اقاليماند به حسب تفاوت مراتب. و كاملان [٣٠٨] انسان از افق طبيعت و جسمانيّت برآمدهاند و به كروبيّين ملحق گرديدهاند. و بحث از احوال ايشان خارج از علم طبيعى است.
و در كلمات حكما مذكور است كه به قدرى كه مزاج به اعتدال حقيقى اقرب باشد صورت فايضه بر آن از مبدأ فيّاض اكمل خواهد بود. [١] و امام رازى در شرح اشارات مىگويد كه: «به صناعت طب ثابت شده است كه اعدل اعضاء جلد أنمله سبّابه است. و آنچه نسبت به تمام اعضاء از اعتدال دورتر است قلب است، پس بايد كه تعلّق نفس به جلد انمله باشد، نه به قلب».
و محقق طوسى از آن جواب داده است كه: «اعدل اعضا بودن جلد انمله دلالت نمىكند بر آنكه اعدل امزجه باشد بر سبيل اطلاق، زيرا كه اعضاء از آن حيثيّت كه اعضاءاند هيچ يك به اعتدال قريب نيستند، به جهت آنكه دو جرم ثقيل بر آنها غالب است. و ايضا نفس، اوّل، به اعضا تعلّق نمىگيرد. و مزاج اعضا مستعدّ قبول صورت حيوانيّه نيست، چه جاى صورت انسانيّه، بلكه متعلّق نفس مزاج ارواح است كه اجزاء ثقيله و خفيفه در آن قريب به تساوىاند. و اين است اوّل چيزى كه نفوس به آن تعلّق مىگيرند. و بعد از آن، نفوس براى
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٥، ص ٣٤٢- ٣٤٧.