مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٦٢
[فصل چهارم] (در ذكر آنچه ابن سينا نقل كرده و دفع آن [١])
صاحب اسفار بعد از إيراد حجج منقوله گفته است كه شايد تو از كسانى باشى كه اقرار داشته باشى به آنچه شيخ در فصلى از طبيعيات شفا مىگويد كه: «قومى در قريب زمان ما اختراع مذهب عجيبى نمودهاند و گفتهاند كه چون بسايط ممتزج گرديد و بعضى از بعضى منفعل گرديد صور عناصر از آن منخلع مىگردد و صورت واحده مىپوشد و هم هيولى واحد و هم [٣٠١] صورت واحد مىگردد. و بعضى از آن گروه آن صورت را امرى متوسّط دانستهاند كه حفظ تركيب مىنمايد و ممتزج به سبب آن مستعدّ قبول صور نوعيّه مركّبات مىشود. و بعضى ديگر آن صورت را صورتى ديگر از صور نوعيّات دانسته است، و مزاج را عارض آن صورت پنداشتهاند». و بعد از آن شيخ در ردّ بر اين طايفه دو دليلى را كه پيش از اين ما بر بقاى صورت عناصر در مركّبات ذكر كرديم ايراد نموده است.
و صاحب اسفار در جواب از حجّت دوم گفته است كه: مانع را مىرسد كه اين اختلاف را در هر جسمى از مواليد منع نمايد، و تجربه در جايى جارى مىشود كه براى مركّب مزاج ثانوى بوده باشد؛ و يا آنكه شقّ اخير از شقوق ترديد را اختيار نمايد و بگويد كه اختلاف در اجزاء جسم در تقطير و رسوب به امور خارجه است.
و آنچه گفته است كه: «بايد كلّ آن قاطر يا راسب باشد»، مىگوييم كه اكثر معدنيّات كه متشابه الأجزاء مىباشند، مانند ذهب و فضّه و اسرب و امثال آنها، اين چنيناند. و از اين لازم نمىآيد كه بايد در لحوم لحمى بهم رسد كه چنين باشد، زيرا كه لحم غير متشابه الأجزاء است، و همچنين آنچه جارى مجراى لحم است از اعضاء بسيطه.
و آنچه گفتهاند كه: «بايد هر جزئى از اجزاء عضو بسيط در اسم وحده مساوى كل باشد»، معنىاش اين است كه هر جزء به حسب حس حكمش اين است يا هر جزء حكمش
[١] . در متن كتاب عنوان «تتميم» است ولى در الأسفار، ج ٥، عنوان: «فصل [١٥] فيما ذكره الشيخ فى هذا المقام و دفعه» است. و چون فصل چهارم در نسخههاى خطى وجود ندارد لذا تيتر را چنان آورديم كه ديده مىشود (م).