مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٦١
شد نسبت تكثّر اين افراد به ماهيت و لازم ماهيت نمىتواند بود پس به صور نيز نمىتواند بود، زيرا كه صورت مبدأ ماهيّت و تمام آن است و به منزله فصل آخر است، و فصل تمام ماهيّت شىء است پس اگر اختلاف آنها به صور باشد بايد كه اختلاف به حسب ذات و ماهيّت باشد، زيرا كه تخالف صور به ذات و ماهيّت است، و مقدّر خلاف آن است.
و در شقّ پنجم مىگوييم كه نسبت مباين به همه يك نسبت بيش نيست، پس به هر يك مخصّصى مىخواهد، و شقوق مذكوره در لحوق [٣٠٠] مخصّص برمىگردد و به تسلسل مىانجامد. پس بايد كه اختلاف ميان اعداد اجزاء مزاج كه به حسب ماهيّت متفقاند به مجرّد قسمت فرضيّه يا وهميّه بوده باشد، مثل انقسام در متّصل واحدى كه انقسام بالفعل در آن نباشد و به حسب قسمت فرضيّه و وهميّه منقسم گردد. پس بايد كه موضوع كيفيّت مزاجيّه متصل واحد باشد، زيرا كه موضوع متصل واحد متصل واحد مىتواند بود. و هر گاه متّصل واحد شد اختلاف در صور در آن موجود نخواهد بود، به همان دليل كه در ابطال مذهب ذيمقراطيس مذكور شده است كه امور متخالفه به حسب نوع متّصل واحد نمىتواند بود. پس فاعل كيفيّت مزاجيّه بايد كه صورت واحده بوده باشد، لاغير، و ذلك ما اردناه.
[حجّت] پنجم: اگر صور عناصر در مواليد باقى باشد، لازم مىآيد بقاى اجزاء مائيّه و هوائيّه در فلزّات مذابه، مانند ذهب و حديد و نحاس، در صورتى كه در آتش بگدازد و بعد به حال خود برگردد. و وجدان منكر بقاى اجزاء مائيّه و هوائيّه در آنهاست بعد از گداختن. و قول به آنكه در حال إذابه منعدم مىگردند و بعد از سرد شدن عود مىكنند أبعد از آن است.
[حجّت] ششم: اگر اجزاء عنصريّه در مواليد باقى ماند لازم مىآيد كه براى جزء نارى موجود در ياقوت مثلا دو صورت باشد، پس يك جسم هم نار خواهد بود و هم ياقوت. و اين حجّت را شيخ بر خود وارد آورده و از آن جوابى داده است كه بعد از اين مذكور خواهد شد، إن شاء اللّه تعالى.