مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٦
خدا صلّى اللّه عليه و آله در وقت رحيل چرا گفت: «الرّفيق الأعلى و الكأس الأوفى و العيش الأصفى»، با آنكه مخيّرش ساختند ميانه سفر آخرت و بقاى دنيا، و از چه رو فرمود كه:
«القبر روضة من رياض الجنّة أو حفرة من حفر النّيران»، چون آدمى به مرگ جسد فانى گردد، ميان روضه و حفره چه فرق ماند نزد وى، و آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
«القبر أوّل منزل من منازل الآخرة» ندانم چه فهم خواهى كرد، اين حديث از سرحدّ ادراك تو دور است و حالا محلّ شرح آن نيست.
و ديگر از دلايل سمعى بر بقاى نفس آنكه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله در وقت رحيل به فاطمه عليها السلام گفت: «إنّك أسرع أهل بيتى لحاقا بى» خرّم گرديد. اگر نه بقاى نفس معلوم بودى چرا از اين خبر شادان مىشد؟ و حضرت مرتضى صلوات اللّه عليه در هنگام ضربت ابن ملجم چرا فرمود: «فزت و ربّ الكعبة»؟ و اصحاب امام حسين عليه السلام در كربلا به ضرب و تشنگى و قتل و مصيبت راضى شدند و از بيعت يزيد ابا نمودند، اگر نه ايشان را بيقين معلوم بود بقاى دار عقبى، كى به اختيار به چنين امرى راضى مىشدند؟
دلايل اين مطلب بيش از آن است كه حصر توان نمود، مع هذا حقيقت و ماهيّت نفس را به نور كشف و يقين دانستن جز عارفان را نصيب نيست، و لهذا افشاى سرّ روح نفرمودهاند، قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا (اسراء، ٨٥).
ماهيّت علم را مجوييد
از بوقلمون سخن مگوييد