مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٣
رضوان و آنچه از اين قبيل است كه هر يك بحرى است از علم مكاشفه، چرا منكر مىشوى و دانستن آن را سهل و عبث مىدانى و علمهاى ديگر كه هر يك از آن را در شش ماه يا كمتر فهم مىتوان كرد عظيم مىشمارى و صاحبش را از علما مىپندارى.
سه اصل است كه رؤساء شياطين و مهلكات نفسند و ديگر اصول و مبادى شرور كه رءوس اژدهاى جور و شقاوت و سرهاى مار عذاب گور و قيامتاند، كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درباره عذاب قبر منافق از آن خبر داده از اين سه اصل منشعب مىگردد:
اصل اوّل جهل است به معرفت نفس كه آن حقيقت آدمى است، و بناى ايمان به آخرت و معرفت حشر و نشر ارواح و اجساد به معرفت دل است.
و اكثر آدميان از آن غافلند، و اين معظمترين اسباب شقاوت و ناكامى عقبى است كه اكثر خلق را فرو گرفته در دنيا، چه هر كه كسب معرفت نفس نكرده خداى نشناسد، كه:
«من عرف نفسه فقد عرف ربّه»، و هر كه خداى را نشناسد با دوابّ و انعام برابر باشد. چنين كسانى كوردل در روز آخر محشور گردند، چه هرگاه فراموشى خدا سبب فراموشى نفس شود، تذكّر نفس موجب تذكّر ربّ خواهد بود. و تذكّر ربّ خود موجب تذكّر وى نفس راست، و ذكر ربّ مر نفس را عين وجود نفس است، زيرا كه علم حق به اشياء حضورى است. پس آنكه معرفت نفس ندارد نفسش وجود ندارد، زيرا كه وجود نفس عين نور و حضور و شعور است. پس از اين مقدّمات معلوم شد كه هر كه نفس خود را نداند خداى را نداند و از حيات آن نشأه بىبهره است و از اين جاست كه عطّار گويد:
ترا اين پند بس در هر دو عالم
كه برنايد ز جانت بىخدا دم