مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٢٤
فصل دهم در بيان آنكه محرّك قريب فلك قوه جسمانيه است
و اوّلا مىگوييم كه در مباحث متعلّقه به نفس ناطقه مبيّن گرديده است و بعد از اين در كتاب تحقيق آن خواهد آمد إن شاء اللّه تعالى كه حركات اختياريّه با اراده موجود مىگردد، كه آن اراده تابع شوق است. و آن شوق منبعث است يا از تصوّر جزئى مانند تخيّل يا توهّم، و يا از تصوّر كلّى مانند تعقّل. و تصديق به ترتّب فايده نيز ضرور است هر چند آن تصديق مطابق واقع نباشد، پس چون حيوان حركت نمايد براى حركت اختياريّهاش [٢٦٠] مبادى مترتّبه هست كه أبعد آنها از فعل قوّه مدركه است. و آن در غير انسان خيال است و يا وهم، و در انسان عقل عملى است به توسّط يكى از اين دو. پس قوّه شوق است كه از ادراك ملائم يا منافر منبعث مىگردد. و آن غير ادراك است، زيرا كه ادراك گاهى مىباشد با عدم شوق. و بعد از آن اراده يا كراهت است. و اين مبدأ عزم و إجماع است كه، بعد از تردّد، موجب بر تصميم مىگردد. و دليل بر مغايرت اين دو با شوق، آن است كه گاهى انسان اراده تناول چيزى مىكند كه مطلقا خواهش آن ندارد، مانند دواء بشع، و گاهى از چيزى كه نهايت شوق به آن دارد احتراز مىنمايد به جهت زاجر عقلى يا شرعى يا خلقى مانند حيا. و بعضى گفتهاند كه اراده شوق متأكّد است و نوعى ديگر نيست. و تحقيق حق در اين مسأله محوّل است به وضع خودش.
و بعد از بيان اين مقدّمه مىگوييم كه تحريك اختياريّه جزئيّه صادره از نفس فلك، يا اين است كه از تصوّر كلّى واقع مىشود و يا از تصوّر جزئى. و شقّ اوّل محال است، زيرا كه موجود از حركات اراديّه حركت جزئيّه است كه از شوق جزئى صادر گرديده است. و شوق جزئى از رأى جزئى منبعث مىتواند شد. و رأى كلّى براى صدور حركت اراديّه جزئيّه كافى نيست، زيرا كه تصوّر كلّى نسبتش به جميع جزئيّات يك نسبت است. پس اگر بعضى از حركات جزئيّه اراديّه از آن صادر گردد ترجيح بلا مرجّح خواهد بود. پس بايد كه مبدأ حركات جزئيّه اراديّه، يعنى محرّك قريب براى فلك، چيزى باشد صاحب تصوّرات جزئيّه.
و هر چه تصوّر جزئى براى آن هست جسمانى است، زيرا كه صور مرتسمه گاهى اصغر