مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣١٤
همچنين حركتش به سوى بحر نيز طبيعى است، و حال آنكه يكى به سوى مركز است و ديگرى بر مركز، پس طبيعت واحده مقتضى توجّه به وسط [٢٤٩] عالم است و مقتضى عدم توجّه به آن.
و جوابش آن است كه حركت آب بر وجه ارض همان حركت بر سبيل انحدار است، پس طبيعى خواهد بود، و فى الحقيقه به جانب سفل است. و اگر موضعى كه به آن متوجّه مىگردد اخفض از موضعى كه در آن واقع است نباشد متوجه به آن نخواهد شد.
و ايرادى ديگر: آن است كه در نار مبدأ ميل مستقيم است از وسط، و آن ظاهر است.
و مبدأ ميل مستدير نيز هست، به دلالت حركت ذوات اذناب.
و ايرادى ديگر: آن است كه محقق طوسى در حلّ بعضى از اشكالات فلكيّه دو كره فرض كرده است كه كبيره آن محيط بر صغيره است و بر نقطه مشتركه در سطح هر دو مماسّند، و قطر كره محيط ضعف قطر كره محاط است، و نسبت ميان حركت آن دو كره نيز بر ضعف است، امّا بر تكافو. پس هرگاه مركز آن دو كره را و مركز كوكب را در مبدأ دور بر خطّ مستقيم فرض نماييم، بر قطر كره محيط، پس در تمام دور، دو مرتبه حركت مىكند يكى صعودى و ديگرى نزولى. پس از اين قول و قول حكما كه مىگويند كه هر چه در افلاك است حتّى كوكب به حركت دوريّه حركت مىكنند، اجتماع دو ميل متنافى لازم مىآيد.
و جواب اين دو ايراد همان است كه يكى از اين دو ميل ذاتى و ديگرى عرض است. [١]
فصل ششم در بيان آنكه فلك قابل كون و فساد نيست
بدان كه حكما، بر آنچه در فصل سابق مذكور شد، كه در طبايع فلك ميل مستقيم نيست، هشت مسأله متفرّع نمودهاند:
اوّل: آنكه فلك قابل كون و فساد نيست، يعنى صدورش از صانع بر سبيل ابداع است، نه به آنكه متكوّن از جسمى ديگر باشد كه به فساد آن جسم فلك متكوّن شده باشد؛ و فقدش نيز بر سبيل فناست، نه آنكه جسمى ديگر گردد. اين است معنى قول فلاسفه كه
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ١٣٣- ١٣٤.