مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٠٤
مىتوان گفت كه اگر بيضى باشد شايد كه حركتش بر قطر أقصر ممتنع باشد و اگر عدسى باشد حركت بر قطر أطول ممتنع باشد، پس خلأ لازم نمىآيد مگر بر فرض محالى، و محذورى در آن نيست.
و دليلى ديگر از اقناعيّات قول فلاسفه است كه شكل كرى أفضل أشكال است، پس أليق به جرم سماوى خواهد بود. و وجه أفضليّت شكل كرى آن است كه أقدم أشكال است به حسب طبع و أتمّ آنها است به حسب ذات و أحوط است بر آنچه در آن واقع مىشود و أحكم است در قوام و أصون است از آفات.
أمّا أوّل، به جهت آنكه كره متّصف است به وحدت طبيعيّه و مشكّل به ساير أشكال به كثرت عارضه غير طبيعيّه اتّصاف دارند، يعنى به اضلاع و زوايا. و شكّى در اين نيست كه وحدت در هر چيز پيش از كثرت است و ما بالطّبع از ما بالقسر اقدم است. و ايضا اثبات جميع اشكال مضلّعه موقوف است بر [٢٣٨] اثبات شكل كرى، چنانكه به مراجعت به كتب هندسيّه معلوم مىگردد، پس كره هم به حسب وجود عينى و هم به حسب وجود علمى اقدم خواهد بود.
و امّا دوم، به جهت آنكه آن صاحب مبدأ محدّد است كه مركز است و صاحب غايت محدوده است كه محيط است و صاحب واسطه محدوده كه بعد ميان مركز و محيط است و اگر چيزى از آن زياد يا كم شود كرى نخواهد بود. و اين حال در هيچ يك از اشكال ديگر نيست.
و امّا سوم، به جهت آنكه هر شكلى از قطرش مساوى قطر كره باشد و در كره واقع شود كره شامل آن خواهد بود، و هيچ شكل مساوى القطر با آن شامل آن نمىتواند بود. و از اين راه قول حق تعالى كه مىفرمايد: إِنَّا لَمُوسِعُونَ. (ذاريات: ٤٧) دلالت بر كرويّت آسمان مىكند.
و امّا چهارم، به جهت آنكه ادلّه هندسى دلالت مىكند بر آنكه اشكال ذوات اوضاع كثيره منحل به آنچه ابسط از آن است مىگردد، يعنى به مثلّثات، و مثلّثات نيز به حسب تجزيه منحل به مثلّثات ديگر مىشوند. و اين صنع در شكل كرى متحصّل نمىگردد.
و امّا پنجم، به جهت آنكه جسم صاحب زاويه معرض آفات است، زيرا كه اطراف