مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٨٦
محال است.
و دفعش: به بيان فرق است در ميان جنس در مركّبات خارجيّه و جنس در بسايط. به اين تقرير كه جنس در اشياء مركّبه ممكن است كه از جنسيّت مجرّد شده به نحوى مأخوذ گردد. كه نوع حقيقى باشد به نفس طبيعت، نه به فصلى از فصول، به خلاف جنس در بسايط كه [١٠٣] تنوّعش به فصول است و در خارج لونيّت و چيزى ديگر غير لونيّت يافت نمىشود كه ذات بياض از آن دو حاصل گردد. چنانكه انسان در خارج جسميّت و صورتى ديگر غير جسميّت هست كه به هر دو انسان حاصل مىگردد. و به اين سبب مىتواند كه جسم از جماديّت به نباتيّت و از نباتيّت به حيوانيّت حركت نمايد، پس بايد كه جسم را علّتى از خارج عارض گردد، و آن را شىء دون شىء گرداند. و فصول ذهنيّه بتنهايى براى وجود آن كافى نيست. [١] و در اين مقام قوم را سخنان ديگر در نقض هست كه ذكر آن مناسب اين مختصر نيست.
فصل سوم در تقسيم حركت به اعتبار فاعل
بدان كه حركت به شش امر تعلّق دارد: محرّك، و متحرّك و ما منه الحركة، و ما إليه الحركة، و ما فيه الحركة، و زمان. و عادت جارى شده است كه حركت را به اعتبار دو امر از اين امور تقسيم مىنمايند، يكى به اعتبار فاعل و ديگر به اعتبار ما فيه الحركة.
و امّا در تقسيم به اعتبار فاعل مىگويند كه هر موصوف به حركت خالى از اين نيست كه يا حركت در آن موجود است يا در آنچه مقارن آن است. و ثانى مسمّاست به حركت بالعرض، و اوّل يا اين است كه سبب حركت موجود در اوست و يا خارج از اوست. پس اگر خارج است حركت قسريّه است و اگر خارج نيست اگر با شعور است حركت نفسانيّه است و إلّا طبيعيّه.
و در دخول بعضى از حركات در هر يك از اين اقسام اشكالى هست، خصوصا در حركت نبض كه بعضى آن را طبيعيّه دانستهاند و بعضى اراديّه، و بر هر تقدير بعضى اينيّه
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيريّة، صص ٩٠- ٩١.