مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٥٤
حدوث آن محتاج است به حركات و اوضاع و سخن در هيولايى است كه صورت به آن ملحق شود و از آن امور مجرّد باشد. و جواب از سخن دومش آن است كه براى هيولى به حسب ذات تخصّص به مقدارى نيست، بلكه به حسب ذات قابل هر حليه و صفتى است.
پس جايز است براى آن من حيث الذّات كه ملحق گردد به آن با صورت عنصريّه مقدارى كه مالى مكان كلّى نباشد و به مخصّص ديگر سواى صورت نوعيّه محتاج شود». [١]
تفريع
از آنچه در اين فصل مذكور شد محقّق مىگردد كه وجود هيولى وجود جسمانى است و وجودى غير وجود جسمانى براى آن نمىتواند بود و إلّا ماهيّت آن بدون جسميّت متقوّم خواهد بود. پس هر چه از ماهيّت آن در ذهن در آيد وجهى از آن و مباين ماهيّت آن خواهد بود، و بر آن صادق نمىآيد مگر به تقدير و فرض.
پس معنى اين عبارت كه هيولى امرى است بالقوّه آن است كه هر چه در حال وجود هيولى است بر آن صادق است كه چون موجود شود بالقوّه است، و هر چه عقل بالاستقلال به آن التفات تواند نمود و بر آن حكم تواند كرد امرى است معقول القوام بالفعل، و بالقوّه نيست، و مثل حال هيولى است حال امورى كه در تحصّل و وجود ناقصند، از قبيل عدد و زمان و حركت و لا تناهى و تناقض و حرف و امثال آنها. [٢]
تتميم
آنچه موجب انكار هيولى در نظر منكرين آن گرديده است، اين است كه نفس هيولى با قطع نظر از قبول صورت جسميّه يا متّصل است و يا متّصل نيست و در [٦٨] شقّ اوّل. بنفسها صورت جسميّه خواهد بود، زيرا كه حقيقت جسم جوهر متّصل بنفسه است و به همين، حقيقت تمام مىشود. و احتياج به صورت ديگر كه به هيولى ملحق گردد نيست، و در شقّ ثانى يا جوهر عقلى و يا جوهر ذو وضع منقسم خواهد بود، و بطلانش معلوم شد.
و آنچه محققين در دفع اين شبهه فرمودهاند، اين است كه بناى آن بر ذهول از معنى مادّه و مرتبه وجود آن است نسبت به صورت، زيرا كه نسبت صورت جسميّه به هيولى مثل
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، صص ٦٠- ٦٣.
[٢] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٥، ص ١٤٣.