مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٤١
دليل سوم بر اثبات هيولى آن است كه ماهيّت جسم مركّب است از جنس و فصل.
و جنسش مفهوم جوهريّت است و فصلش مفهوم ممتدّ فى الجهات الثّلاث على الإطلاق. و هر ماهيّت صاحب جنس و فصلى كه تواند شد كه فصلش در خارج معدوم شود و جنسش باقى ماند بايد كه جنس و فصل آن به إزاء دو جزء خارجى باشد كه از يكى از آن دو يعنى از مادّه خارجيّه جنس انتزاع شود و از ديگرى يعنى از صورت خارجيّه فصل، لكن جسم ماهيّتى است بر صفت مذكوره، يعنى ممكن است كه فصلش منعدم شود و جنسش باقى ماند. زيرا كه چون بر جسم مفرد انفصال طارى گردد و فصلش كه مفهوم ممتدّ فى الجهات الثّلاث است منعدم نمىگردد با بقاى صدق معنى جوهريّت. پس بايد كه مركّب باشد از مادّهاى كه هيولى أولى است. و صورتى كه صورت جسميّه است. و اين دليل نيز قريب المأخذ است با دو دليل سابق. [٥٤] و بيشتر مناقشاتى را كه بر آنها وارد مىآيد بر اين نيز وارد مىآيد به تفاوت در عنوانات و عبارات، و براى ذكر آنها بعد از ذكر آنچه در آن دو دليل مذكور شد طائلى نيست. [١]
دليل چهارم دليلى است كه يكى از محققين اقامه نموده است
و آن را برهان خاصّ الخاص ناميده است.
و تقريرش اين است كه: «چون جميع ممكنات از موجود حقيقى و واحد حقيقى كه به هيچ وجه شائبه كثرتى در او نيست موجود شدهاند، و از جمله موجودات ممكنه ممتدّات است، و بايد كه براى هر معلولى مناسبتى با علّت خودش ثابت باشد كه مصحّح صدور اين معلول از اين علّت تواند بود؛ و چون در ميان صورت جسميّه و موجود حقيقى منزّه از شائبه تركيب، و همچنين ميان آن و ميان عقول مجرّده كه فرض جزئى دون جزئى در آنها ممكن نيست چنان مناسبتى يافت نمىشود: ناچار بايد كه ميان صورت و يكى از عقول، امرى موجود باشد كه به طرفين، به اعتبار حيثيّتين، مناسب باشد، و آن امر هيولى است، زيرا كه از آن حيثيّت كه غير ممتدّ است مناسب است كه از مبدأ مفارق صادر مىگردد، و از آن حيثيّت
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ٤٨.