شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٣٩ - ٧٢٦٤ كان لى فيما مضى اخ فى الله و كان يعظمه فى عينى صغر الدنيا فى عينه
و كان يفعل ما يقول، و لا يقول ما لا يفعل.
و بود چنين كه ميكرد آنچه را مىگفت، و نمىگفت آنچه را نمىكرد، يعنى وفا بوعدها و مانند آنها ميكرد و چيزى را كه نمىكرد وعده بآن نمىكرد، و همچنين امر بمعروفى كه ميكرد خود ميكرد آنرا و نصيحتى نمىكرد بكردن كارى كه خود نكند آن را مثل بسيارى از واعظان[١] كه خود عمل بموعظه خود نكنند.
و كان اذا غلب على الكلام لم يغلب على السكوت.
و بود چنين كه هر گاه مغلوب مىشد بر سخن گفتن مغلوب نمىشد بر خاموشى، مراد يا اينست كه بر سخن گفتن مغلوب مىشد و مردم بودند كه زياده از او سخن مىگفتند، يا اين كه اگر كسى زياده بر او سخن مىگفت باكى نداشت از آن، اما بر خاموشى مغلوب نمىشد يعنى كسى نبود كه خاموشى او زياده از او باشد، يا اين كه اين را عيب خود مىدانست و نمىگذاشت كه چنين شود، و يا مراد اينست كه اين معنى را مىدانست كه هر گاه مغلوب شود در جايى بر سخن گفتن و كسى غلبه كند بر او در رد سخن او پس غلبه نمىتواند كرد بر او بر خاموشى يعنى اگر خاموش باشد كسى غلبه بر او نمىتواند كرد، زيرا كه كسى كه خاموش باشد چه غلبه بر او مىتوان كرد پس باين اعتبار در هر جا كه احتمال اين بود كه مغلوب گردد در سخن گفتن سخن نمىگفت و خاموش مىشد كه در آن احتمال محذورى نبود.
و كان على ان يسمع احرص منه على ان يتكلم.
و بود بر اين كه بشنود حريصتر از او بر اين كه سخن گويد، مراد شنيدن سخنانيست كه استفاده در آن باشد، و «حريصتر بودن بر آن از سخن گفتن هر چند سخنى باشد كه باعث استفاده كسى باشد» باعتبار اينست كه استكمال خود أهم است از إكمال ديگران و آن را بايد مقدم داشت بر آن، و ديگر اين كه در آن هم فضيلت استفاده
[١] - اين دو بيت حافظ در اين باب شاهكارست:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|