شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧١ - ٥٧١٦ شر القضاة من جارت اقضيته
بدترين مصاحبان جاهل است يعنى نادان يا كم عقل.
٥٧١٠ شر الاموال ما لم يخرج منه حق الله سبحانه.
بدترين مالها ماليست كه بيرون كرده نشود از آن حق خداى سبحانه.
٥٧١١ شر الاشرار من لا يستحيى من الناس و لا يخاف الله سبحانه.
بدترين بدان كسيست كه شرم نكند از مردم، و نترسد از خداى سبحانه.
٥٧١٢ شر الاوطان ما لم يأمن[١] فيه القطان.
بدترين وطنها آنست كه ايمن نباشند در آن اقامت كنندگان.
٥٧١٣ شر الناس من سعى بالاخوان و نسى الاحسان.
بدترين مردم كسيست كه چغلى[٢] برادران كند و فراموش كند احسان را يعنى احسانى را كه باو شده باشد.
٥٧١٤ شر الاخوان المواصل عند الرخاء، و المفاصل عند البلاء.
بدترين برادران كسيست كه بپيوندد نزد فراخى، و جدائى كند نزد بلا.
٥٧١٥ شر اخوانك من اغراك بهوى، و ولهك بالدنيا.
بدترين برادران تو كسيست كه بر انگيزاند ترا بر خواهشى، و فريفته گرداند ترا بدنيا يعنى بر خواهش باطلى.
٥٧١٦ شر القضاة من جارت اقضيته.
[١] - كذا در نسخه اصل و نسخه چاپ صيدا و در ساير نسخ شرح و چاپ هند:« لا يأمن» بلاء نافيه.
[٢] - در برهان قاطع گفته:« چغل بضم اول و ثانى شخصى باشد كه آنچه از مردم بيند يا شنود بحاكم و داروغه و عسس يا جاى ديگر نقل كند بسبب آنكه آزار و نقصان بمردم و رنجش در ميان مردمان بهم رسد و اين قسم شخصى را سخن چنين گويند و بعربى نمام خوانند».