شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٩ - ٦٠٧٤ ظن ذوى النهى و الالباب اقرب شيء من الصواب
شده[١] اينست كه كسى منع كند نفس را از لذتهاى دنيا و رغبت در مطلق آنها نكند نه اين كه مانند اكثر زاهدان خود را منع كنند از بعضى غذاها و لباسها از براى تحصيل جاه و اعتبار كه آنها أعظم مطالب و مقاصد دنيوى است و ضرر آنها زياده از ساير آن مقاصد است.
٦٠٧٢ ظرف المؤمن نزاهته عن المحارم، و مبادرته الى المكارم.
ظرف مؤمن پاكيزگى اوست از حرامها، و پيشى گرفتن اوست بسوى مكرمتها.
«ظرف» بفتح ظاء نقطهدار و سكون راء بى نقطه بمعنى نيكوئى رو و هيئت است يا زيركى و افروختگى فطنت، و هر يك در اينجا مناسب است، و «مكرمت» بضم راء كردن كاريست كه دليل گرامى بودن و بلندى مرتبه باشد.
٦٠٧٣ ظفر بسنى المغانم واضع صنائعه فى الاكارم.
فيروزى يافته بسنى غنيمتها يعنى بلند مرتبه آنها يا روشن و درخشنده آنها گذارنده احسانهاى خود در مردم گرامى، يعنى كسى كه احسانهاى خود را بمردم بلند مرتبه كند نه بمردم دنى پست مرتبه.
٦٠٧٤ ظن ذوى النهى و الالباب اقرب شيء من الصواب.
گمان صاحبان عقلها و خردها نزديكتر چيزيست بصواب. يعنى گمان ايشان
[١] - كلمه« شده» در اين قبيل موارد چندان لزوم ندارد و علاوه بر عدم لزومش عبارت را نيز زشت ميكند و خود« ستوده» بمعنى« محمود» است چنانكه ابو نصر فراهى( ره) در نصاب گفته است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|