شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٤ - ٦٥٩٣ فاتقو الله تقية من سمع فخشع، و اقترف فاعترف، و وجل فعمل، و حاذر فبادر
عوارى بين القلوب و الصدور.
پس از ايمانست آنچه مىباشد پاى بر جاى قرار گيرنده در دلها، و از آنست آنچه ميباشد عاريه داده شدهها ميانه دلها و سينهها. اين كلام معجز نظام مىبايد كه تتمه كلامى باشد[١] كه در آن وصف ايمان و شرح حقيقت آن شده باشد و غرض از آن اينست كه: ايمان بر دو قسم است:
يكى آنكه- ثابت و پاى بر جا باشد و قرار گرفته باشد در دلها و زوال را بآن راهى نباشد مثل ايمانى كه از روى دليل و برهان باشد.
و ديگرى اين كه- خوب قرار نگرفته در دل بلكه گويا بدل راه نيافته و در حوالى دل در ميانه سينه عاريه داده شده و باندك شبهه زايل تواند شد و آن ايمانيست كه از روى دليل و برهان نباشد بلكه از روى تقليد باشد يا شواهد خطابيه.
٦٥٩٣ فاتقو الله تقية من سمع فخشع، و اقترف فاعترف، و وجل فعمل، و حاذر فبادر.
پس بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه بشنود پس فروتنى كند، و گناه كند پس اعتراف كند، و بيم داشته باشد پس عمل كند و حذر كند پس پيشى گيرد، اين نيز بايد كه تتمه كلامى باشد در نعت حق تعالى يا مواعظ و نصايح و «بشنود پس فروتنى كند» يعنى بشنود أوامر و نواهى حق تعالى را پس فروتنى كند باطاعت و انقياد،
[١] - صدر خطبه ايست كه سيد رضى( ره) آنرا در نهج البلاغه در باب« المختار من الخطب» نقل كرده مصدرا باين عبارت:« و من خطبة له ٧» و در آخر آن افزوده:
« الى اجل معلوم» يعنى« عاريه است تا مدتى معين». و بنظر مىرسد كه در اين قبيل موارد كه زياداتى در نهج البلاغه بنظر مىرسد كه متمم كلام است در نسخ اين كتاب سهوا از قلم افتاده است يا از قلم مؤلف يا از قلم ناسخان كتاب و الله هو العالم بحقيقة الحال، در هر صورت طالب عبارت نهج البلاغه رجوع كند بشرح ابن ابى الحديد، ج ٣ چاپ اول مصر، ص ٢١٥.