شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٦ - ٦٥٧٢ فروا كل الفرار من اللئيم الاحمق
حجت بر او تمام شود كه تقصير كرده، و معذب گردد، پس تعجب كنيد از حسرتى كه چنين كسى داشته باشد كه چه حسرت عظيمى باشد!؟ و هيچ چاره نداشته باشد و «اگر ادب كند او را روزهاى او بسوى بدبختى»، يعنى حسرتى كه بر چنين كسى باشد اگر ايام عمر او ادبى كه او را آموخته باشد همين بدبختى باشد، يعنى بسبب غفلتى كه دارد بغير بدبختى ادبى نياموخته باشد و آن را ادب فرمودن بعنوان استهزاء و تهكم است و اين شرط نيز تأكيد و بيان شرط سابق است زيرا كه عمر كسى وقتى حجت مىشود بر او كه او در آن بدبخت گشته باشد و اگر نيكبخت شده چه حجتى باشد بر او.
و در كتاب مستطاب نهج البلاغه و بعضى نسخ اين كتاب نيز بجاى «إن يكن عمره» (تا آخر) عبارت برين نحو است «أن يكون عمره عليه حجة و أن تؤديه أيامه الى شقوة» و بنا بر اين ترجمه اين است كه: پس اى قوم تعجب كنيد از آن حسرتى بر صاحب غفلتى اين كه بوده باشد عمر او بر او حجتى، و اين كه برساند او را روزهاى او بسوى بدبختى، يعنى حسرتى كه بوده باشد بر او از براى اين كه بوده باشد عمر او بر او حجتى، و از براى اين كه برساند او را روزهاى او بسوى بدبختى، يعنى حسرتى كه بسبب اين دو معنى خواهد داشت.
و اين ظاهرترست از آنچه در آن نسخه ديگر اين كتاب نقل شده.
٦٥٧٢ فروا كل الفرار من اللئيم الاحمق.
بگريزيد همه گريختن از لئيم احمق. «همه گريختن» يعنى گريختن تمام كامل.
و «لئيم» يعنى شخص دنى پست مرتبه يا بخيل و اول در اينجا ظاهرترست. و «احمق» يعنى كم عقل و وصف بآن ممكن است كه از براى تخصيص باشد و مراد اين باشد كه لئيمى كه احمق هم باشد، و ممكن است كه از براى توضيح باشد و مراد اين باشد كه هر لئيم احمق باشد و مراد به «گريختن از او» مصاحبت نكردن با اوست و دورى گزيدن از آميزش باو.