شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦١ - ٦٠٣٤ طريق مظلم فلا تسلكوه، و بحر عميق فلا تلجوه، و سر الله سبحانه فلا تتكلفوه
بگذارد البته به كند و خطا نكند، و «گرم كردست تمغاهاى خود را» يعنى هميشه آنها را گرم دارد كه هر كه را بايد كه داغ كند، و «مىگذارد آن را» يعنى تمغا را يا هر يك از مرهم و تمغا را در جائى كه محتاج بآن باشد مثل دلهائى كه كور باشند از ديدن حق، و گوشهائى كه كر باشند از شنيدن آن، و زبانهائى كه كنگ باشند از گفتن آن، و «از پى مىرود بدواى خود» يعنى تتبع ميكند از براى دواى خود جايگاههاى غفلت و بىخبرى را، پس هر جائى را كه چنين يافت دواى خود را كار مىبرد در آنجا، و همچنين «مواضع حيرت را» پس هر كه را كه حيران يافت معالجه مىنمايد و مراد به «جايگاههاى غفلت» آناناند كه غافلاند و خبرى از راه راست ندارند و اصلا بفكر اين هم نيفتادهاند كه راه راستى ميباشد يا نمىباشد؟ و به «مواضع حيرت» آنان كه بفكر آن افتاده باشند و حيران باشند و ندانند كه راه راست كدام راه است؟
و سؤال كرده شد آن حضرت ٧ از قدر يعنى از قدر حق تعالى و معنى آن، پس فرمود آن حضرت ٧:
٦٠٣٤ طريق مظلم فلا تسلكوه، و بحر عميق فلا تلجوه، و سر الله سبحانه فلا تتكلفوه.
راهى است تاريك، پس مرويد بآن راه، و دريائى است عميق، پس داخل مشويد در آن، و سر خداى سبحانه است، پس مگذاريد بر خود كلفت آن را.
چون در أحاديث بسيار وارد شده بلكه ميانه أكثر أهل ملل مشهورست كه:
هيچ چيز واقع نمىشود مگر بقضا و قدر حق تعالى پس اگر قدرى سخن در تحقيق مراد از آن گفته شود بعد از آن متوجه شرح اين فقره مباركه شويم مىتواند بود خصوصا اين كه از بعضى احاديث ظاهر مىشود كه ايمان بقدر ضرور است چنانكه روايت شده از حضوت رسالت پناهى ٦ كه فرموده: تا كسى ايمان