شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٥ - ٦٦٧٣ قد اعتبر بالباقى من اعتبر بالماضى
بتحقيق كه نصيحت كرده كسى كه پند گفته، يعنى همين كه كسى پند گويد شرط نصيحت بجاى آورد هر چند پند شنو قبول آن نكند، قبول نكردن تقصير اوست.
٦٦٦٩ قد تيقظ من اتعظ.
بتحقيق كه بيدار شده كسى كه پند پذيرفته، يعنى پند پذيرفتن سبب آگاهى مىشود.
٦٦٧٠ قد افلح التقى الصموت.
بتحقيق كه رستگار شده پرهيزگار بسيار خاموش.
٦٦٧١ قد يعذر المتحير المبهوت.
گاهى معذور داشته مىشود حيران مبهوت. مراد به «مبهوت» نيز حيران است و تأكيدست و مراد اينست كه: گاه هست كه آدمى را حيرتى رو مىدهد كه در آن حيرانى خلاف آدابى يا تقصيرى كه بكند معذور داشته مىشود در آن، چنانكه اكثر مردم را مىشود در وقت سخن گفتن با پادشاهان يا داخل شدن در مجلس ايشان از براى كسى كه مكرر نرفته باشد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه در اصل آن حيرانى معذورست و ملامت كرده نمىشود بر آن.
٦٦٧٢ قد ضل من انخدع لدواعى الهوى.
بتحقيق كه گمراه شده كسى كه فريب خورده از براى خوانندههاى هوى، يعنى از براى آنچه هوا و هوس مىخواند او را بآن و مىدارد بر طلب آن.
٦٦٧٣ قد اعتبر بالباقى من اعتبر بالماضى.
بتحقيق كه عبرت گرفته بباقى كسى كه عبرت گرفته بگذشته، يعنى كسى كه عبرت گرفته باشد به آن چه گذشته و از آن استنباط كرده باشد آنچه را استنباط توان كرد از آنها، معلوم مىشود كه او را ديده بصيرتى باشد پس عبرت بگيرد نيز در آينده