شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٩ - ٦٣٩٥ غيرة المؤمن بالله سبحانه
فريب جاهل بمكرهاى باطل است، يعنى فريب خوردن جاهل نادان يا كم عقل بمكرها و كيدهاى باطل است كه شيطان يا تبعه او يا هوا و هوس با او بكند و اين بنا بر اينست كه «محالات» بكسر ميم خوانده شود جمع «محال» بمعنى كيد و مكر.
و ممكن است كه بضم ميم خوانده شود جمع «محال» بمعنى چيزى كه از حالى بحالى يا از صورتى بصورتى گشته باشد و مراد بآن شبههها باشد كه از صورت باطل خود گشته باشند و بصورت حق در آمده باشند و مراد اين باشد كه: فريب جاهل شبهههائيست كه قادر بر حل آنها نباشد و آنها را دليل و برهان سازد.
٦٣٩٢ غريزة العقل تحدو على استعمال العدل.
خصلت و خوى عقل و خرد ميراند بر كار فرمودن عدل يعنى مىدارد بر عدل كردن و ظلم ننمودن.
٦٣٩٣ غريزة العقل تأبى ذميم الفعل.
خصلت و خوى عقل و خرد سرباز مىزند از كار زشت نكوهيده.
٦٣٩٤ غنى المؤمن بالله سبحانه.
توانگرى مؤمن بخداى سبحانه است، يعنى باينست كه توكل بر خداى سبحانه ميكند و او كفايت همه امور او ميكند و او را بىنياز مىگرداند از مردم، و آن حقيقت توانگريست.
٦٣٩٥ غيرة المؤمن بالله سبحانه.
غيرت مؤمن از براى خداى سبحانه است، يعنى ننگ داشتن مؤمن از چيزى و سعى او در دفع آن در اموريست كه قبحى داشته باشد شرعا، و خشنودى حق تعالى در ننگ داشتن از آن باشد نه در امورى كه شرعا قبحى نداشته باشد و تعصب و حميت جاهليت بعضى مردم را دارد بر ننگ داشتن از آن، مثل اين كه كسى از خويشان او را كه مستحق قتل باشد بكشند.