شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٠ - ٦٤٨٠ فى الشح المسبة
است، بشكر ادراك آن مىتواند كرد، و اگر در سختى و بلاست، بصبر آنرا در مىتواند يافت.
٦٤٧٦ فى خفة الظهر راحة السر و تحصين القدر.
در سبكى پشت است آسايش نهان و محكم نگاهداشتن قدر. مراد مدح سبكى پشت است از أشغال دنيوى باين كه در آنست آسودگى خاطر، و اين ظاهرست و باين كه در آن قدر و مرتبه خود را محكم نگاه مىتوان داشت، بخلاف كسى كه گرانبار أشغال دنيوى باشد كه كم است كه او مرتبه خود را نگاه تواند داشت و خفتها و ذلتها او را عارض نشود.
٦٤٧٧ فى التأنى استظهار.
در تأنى قوى كردن پشت است، مراد مدح تأنى كردن است در كارها و تعجيل نكردن در آنها بىتأمل و تفكر باين كه آن باعث اين مىشود كه كارى كه كند پشت او قوى باشد در آن و ايمن باشد از زيان و خسران آن.
٦٤٧٨ فى العجل عثار.
در تعجيل لغزش است، يعنى كسى كه تعجيل كند در كارها و بى تأمل و تفكر كند كم است كه لغزشها نكند.
٦٤٧٩ فى السخاء المحبة.
در سخاوت دوستى است، يعنى سبب دوستى مردم مىشود صاحب آنرا.
٦٤٨٠ فى الشح[١] المسبة.
در بخيلى جايگاه دشنام است، يا دشنام دادن است، يعنى دشنام دادن مردم صاحب آن را. و در بعضى نسخهها بجاى «المسبة» «السبة» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: در بخيلى عارست.
[١] - شارح( ره) اين كلمه را« البخل» ضبط كرده است در همه نسخ ديگر از متن و شرح و نسخ اصل كتاب« الشح» است، فراجع آن شئت.