شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٠ - ٥٤٣٨ رفاهية العيش فى الامن
فرستاده كسى ترجمان عقل او» قبل از اين بچند فقره مذكور و شرح شد، و مراد به «تحمل كردن» تحمل كردن بىآدابيهاى مردم و آزارهاى ايشانست و از جا بر نيامدن و طيش نكردن بسبب اينها، و مراد اينست كه حلم و بردبارى بتحمل آنها معلوم مىشود تا آن از تو واقع نشود خود را حليم و بردبار مدان و مجرد اين كه عزم حلم و بردبارى داشته باشى كافى نيست در حليم بودن، زيرا كه بسيارست كه آدمى عزم بر صبر بر چيزى دارد و هر گاه آن واقع شود صبر بر آن نتواند كرد پس تا تحمل واقع نشود حلم او معلوم نشود. و ممكن است كه: مراد به «حلم» نيز در اينجا عقل باشد و مراد اين باشد كه تحمل كردن تو دليل عقل تست.
٥٤٣٧ رسولك ميزان نبلك، و قلمك ابلغ من ينطق عنك.
فرستاده تو ترازوى نبل تست، و قلم تو بليغتر كسيست كه سخن گويد از جانب تو. «نبل» بضم نون و سكون باء بمعنى نجابت و تندى فطنت هر دو آمده، و در اينجا ظاهرتر معنى دويم است موافق فقره سابق كه «رسول تو ترجمان عقل تست» و مراد باين كه «قلم تو بليغتر كسيست» اينست كه كسى كه خواهد كه مطلبى را بكسى پيغام دهد بهتر اينست كه خود چيزى بنويسد باو، زيرا كه قلم او بليغترست از هر كه از جانب او سخن گويد، چه ظاهرست كه آدمى خود اعرف است به آن چه متعلق بآن باشد و چيزى چند مقتضاى حال مىتواند نوشت كه ديگرى آنها را نداند و نگويد و پوشيده نيست كه اين اكثريست و در كسيست كه خود معرفتى و وقوفى در مراتب سخن داشته باشد. و ممكن است كه: «أبلغ» بمعنى رساتر يا مبالغه كنندهتر باشد و حاصل همه يكيست.
٥٤٣٨ رفاهية العيش فى الامن.