شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٦ - ٦٥٩٦ فدع الاسراف مقتصدا، و اذكر فى اليوم غدا، و امسك من المال بقدر ضرورتك، و قدم الفضل ليوم حاجتك
حميت و مفاخرت جاهليت آبستنهاى دشمنى است يعنى منتج دشمنى مردم مىشود و هر يك را «ملاقح» گفتن بلفظ جمع باعتبار اينست كه هر يك منشأ أفعال و أعمالى ميشوند كه هر يك از آنها منتج دشمنى باشد، و «محلهاى باد دميدن شيطانست» يعنى بمنزله عقدهها و گرههاست كه شيطان بسته باشد و افسون دميده باشد در آن از براى تسخير شما چنانكه ساحران ميكنند، و توجيه لفظ جمع در اينجا نيز يعنى در «منافخ» بر قياس سابق است يعنى «ملاقح».
و فرموده است آن حضرت ٧ در باره كسى كه مذمت فرموده آن حضرت او را:
٦٥٩٥ فالصورة صورة انسان و القلب قلب حيوان.
پس صورت صورت آدمى است و دل دل حيوان است، اين تتمه كلامى است كه در مذمت او فرمودهاند[١] و مراد به «حيوان» حيوان غير آدمى است كه در عرف غالب شده اطلاق «حيوان» بر آنها، و مراد اينست كه دل او عقل و دريافتى ندارد مانند ساير حيوانات غير انسان.
٦٥٩٦ فدع الاسراف مقتصدا، و اذكر فى اليوم غدا، و امسك من المال بقدر ضرورتك، و قدم الفضل ليوم حاجتك.
پس واگذار اسراف را ميانه روى كننده، و ياد كن در امروز فردا را، و نگاهدار از مال بقدر ضرورت خود، و پيش فرست زيادتى را از براى روز حاجت خود، اين نيز
[١] - اين فقره مأخوذ از خطبهايست در مدح علماء حقيقى و ذم عالم نمايان، و فقره مذكوره از قسم دوم آن خطبه است يعنى در ذم كسى كه خودش را عالم ناميده در صورتى كه عالم نيست( رجوع شود بشرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد، جلد دوم چاپ اول مصر، ص ١٢٩).