شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٧ - ٦٦٠٧ فيا عجبا و مالى لا اعجب من خطأ هذه الامة
اين نيز كلامى بوده[١] كه در مذمت اكثر مردم آن زمان فرمودهاند كه پيروى آن حضرت ٧ نمىكردهاند و هر كس از ايشان برأى خود عمل مىكردهاند و مراد اينست كه: اى قوم يا اى مردمان تعجب كنيد ازين گروه، و «تعجب كردنى» از براى تأكيدست، و «چيست مرا كه تعجب نميكنم» تأكيد ديگرست و اشاره باين كه اين امر سزاوار تعجب زيادست چنانكه آن حضرت با وجود اين كه در مقام تعجب از آنست چون بآن مرتبه كه بايد تعجب نمىكند گوييا تعجب نمىكند و مىپرسد كه «چيست مرا كه تعجب نميكنم از اين» و ممكن است كه مراد اين باشد كه چيست مردم را كه تعجب نمىكنند از اين نهايت نسبت بخود داده باشند نه بمردم چنانكه شايع است ميانه عرب بلكه در هر لغتى كه گاهى امرى را نسبت بخود يا بكسى مىدهند و مراد ديگريست. و «از خطاكارى اين امت» بيان امريست كه تعجب از آن بايد، و «أمت» بمعى گروه از هر طايفه باشد، و بمعنى قومى كه پيغمبرى بايشان فرستاده شده باشد، و بنا بر اول مراد آن گروه است كه مذكور شد كه مذمت ايشان مىفرمودهاند و بنا بر دويم «امت» مسلمانان است باعتبار اكثر ايشان. و «با اختلاف حجتهاى ايشان» يعنى با وجود حجتهاى مختلف گوناگون كه از براى دينداريهاى ايشان مقرر شده مثل كتاب خدا و سنت پيغمبر و امام معصوم، با وجود همه آنها عجيب است خطاكارى ايشان و اين كه ترك همه آنها كردهاند. و «پيروى نمىكنند طريقه پيغمبرى را» يعنى نه پيغمبر خود را و نه پيغمبران ديگر را. و «اقتدا نمىكنند
[١] - سيد( ره) اين خطبه را در نهج البلاغه چنين نقل كرده( ج ٢ چاپ اول شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه ص ١٣٣):« و من خطبه له ٧ أما بعد فان الله لم يقصم جبارى دهر قط الا بعد تمهيل و رخاء و لم يجبر عظم أحد من الامم الا بعد ازل و بلاء و فى دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر و ما كل ذى لب بلبيب و لا كل ذى سمع بسميع و لا كل ذى ناظر ببصير، فيا عجبا( تا آخر) بجز اين كه بجاى« قد أخذ فيما يرى بغير وثيقات بينات و لا أسباب محكمات» عبارت چنين است« قد أخذ منها فيما يرى بعرى ثقات و أسباب محكمات» و عبارت نهج البلاغه بهتر و مناسبتر و درستترست.