شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥ - ٥١٩٢ ذل فى نفسك، و عز فى دينك، و صن آخرتك، و ابذل دنياك
ذمه من به آن چه مىگويم در گرو است و من بآن ضامنم، بدرستى كه كسى كه تصريح كند از براى او عبرتها از آنچه پيشروى اوست از عقوبتها و نكالها منع كند او را تقوى يعنى پرهيزگارى يا ترس از خدا از انداختن خود در شبههها. «ذمه» بكسر ذال با نقطه و تشديد ميم بمعنى عهد و كفالت و ضمان است و مىگويند: فلان مبلغ از مال فلان در ذمه منست چنانكه مىگويند كه: بر گردن منست، يعنى در عهده من است و ترا بايد داد و مراد در اينجا اينست كه صدق و راستى آنچه مىگويم در عهده من است و ذمه خود را در گرو آن كردهام كه از عهده راستى آن برآيم چنانكه كسى كه چيزى را گرو كرده باشد بازاى طلب حق كسى آن كس بازيافت حق خود از آن گرو مىتواند كرد. و «من بآن ضامنم» تأكيد سابق است و غرض از اين مبالغه در اول كلام ترغيب مردم است در شنيدن آن و اشاره باين كه آن امر عظيمى است كه مظنه اينست كه مردم قبول نكنند نهايت شكى و شبهه در آن نيست و «بدرستى كه كسى» (تا آخر كلام) بيان آن چيزيست كه فرمودند كه مىگويم. و «عبرت» در اصل بمعنى عبور از چيزى بچيزيست و بآن اعتبار مستعمل مىشود در متنبه شدن از عذاب و عقابى كه واقع شود بر كسى بسبب كار بدى و باز ايستادن بسبب آن تنبه از مثل آن كار، و مراد در اينجا فكرت و تأمل است يا موعظه و نصيحت كه هر يك سبب عبرت مىشود و حاصل كلام اينست كه كسى كه فكرتهاى او يا موعظهها كه او را كنند صريح كند از براى او از آنچه پيشروى اوست از عقوبتها و نكالهاى معاصى و گناهان يعنى كشف كند از آنها و ظاهر و هويدا سازد آنها را از براى او چنان حذر كند از آنها و دورى گزيند كه منع كند او را تقوى از انداختن خود در امور شبهه ناك چه جاى معاصى و گناهان بىشبهه.
٥١٩٢ ذل فى نفسك، و عز فى دينك، و صن آخرتك، و ابذل دنياك.
خوار باش در نفس خود، و عزيز باش در دين خود، و نگاهدار آخرت خود را،