شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٥ - ٦٠٨٨ عليك بالسكينة فانها افضل زينة
٦٠٨٤ عليك بالحلم فانه ثمرة العلم[١].
لازم باش بردبارى را پس بدرستى كه آن ميوه علم است، زيرا كه عالم فضيلت بردبارى و بلندى مرتبه آن را خوب ميداند پس ثمره علم او اينست كه عمل كند بآن و لازم باشد چنان فضيلتى را.
٦٠٨٥ عليك بالمشاورة فانها نتيجة الحزم.
لازم باش مشورت كردن را پس بدرستى كه آن نتيجه حزم و دور انديشى است، زيرا كه حزم و دور انديشى اينست كه آدمى بقدر مقدور سعى كند در اين كه آنچه كند عاقبت آن نيك باشد و مفسده بر آن مترتب نشود، و ظاهرست كه عمده اسباب تحصيل ظن باين در هر كارى مشورت با عقلاست و اين كه ايشان مصلحت در آن دانند پس نتيجه حزم اينست كه در هر كارى مشورت با ايشان بشود و از آن جدائى نشود.
٦٠٨٦ عليك بالتقى فانه خلق[٢] الانبياء.
لازم باش تقوى را يعنى پرهيزگارى يا ترس از خدا را، پس بدرستى كه آن خصلت پيغمبران است.
٦٠٨٧ عليك بالرضى فى الشدة و الرخاء.
لازم باش رضا و خشنودى را در سختى و فراخى، يعنى رضا و خشنودى را به آن چه خدا از براى تو تقدير كرده.
٦٠٨٨ عليك بالسكينة فانها افضل زينة.
[١] - سعدى نسبت باين موضوع در گلستان دو بيت مناسبى دارد و آن اينست:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - شارح( ره) لام خلق را يك بار ساكن خوانده و يك بار مضموم و بر روى كلمه نيز« معا» نوشته تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر دو وجه مزبور درست است.