شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٩ - ٦٧٨٦ قطيعة الجاهل تعدل صلة العاقل
كه زايل شود بزوال قدرت، بلكه بر عكس شود باين كه توانا ناتوان گردد و ناتوان توانا، و غرض اينست كه عمده كمال افزونى مرتبه در تسلطى است كه بسبب حجت حاصل شود نه آنچه بسبب قوت و زور پهلوانى يا كثرت أعوان و أنصار باشد.
٦٧٨٢ قطيعة الرحم من اقبح الشيم.
بريدن از خويش از زشتترين خصلتهاست.
٦٧٨٣ قطيعة الرحم تزيل النعم.
بريدن از خويش زايل ميكند نعمتها را.
٦٧٨٤ قطع العلم عذر المتعللين.
بريده است علم عذر متعللان را، ظاهر اينست كه مراد به «متعللان» جمعى باشد كه نافرمانيها كرده باشند و علت و سبب گويند از براى آن و مراد اين باشد كه: اگر كسى جاهل باشد معذور تواند شد و هر گاه عالم باشد و دانسته نافرمانى كرده باشد علم عذر او را بريده و ديگر عذرى از براى او نباشد، و ظاهر اينست كه مراد به «علم» مقابل جهل و سهو و نسيان همه باشد نه مقابل خصوص جهل، زيرا كه سهو و نسيان نيز عذر باشد بلكه قويتر از جهل باشند چنانكه از تتبع فتاواى علما در كتب فقهيه ظاهر مىشود.
٦٧٨٥ قرين السوء شر قرين، و داء اللؤم داء دفين.
همنشين بد بدترين همنشينى است، و درد لئيمى يعنى دنائت و ناكسى درديست نهانى.
٦٧٨٦ قطيعة الجاهل تعدل صلة العاقل.
بريدن از جاهل برابرست با پيوند با عاقل، يعنى در خوبى و نيكوئى.