شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٦ - ٦٢٨١ عجبت لمن يقال إن فيه الشر الذى يعلم انه فيه كيف يسخط
نيست كه سعى در طلب روزى مطلقا عبث و بيحاصل است بلكه مراد بقرينه اخبار و آثار ديگر اينست كه قدرى از روزى را حق تعالى ضامن شده و آن البته باين كس مىرسد و اكتفاء بآن هر چند با تعب و زحمت باشد مىتوان نمود و قدرى از آنرا تقدير كرده كه زياده بر آن البته نباشد، هر چند سعى كنند زياده بر آن نتواند شد، با وجود اين سعى زياد و تعب كشيدن از براى آن چنانكه بعضى ميكنند معقول نيست و محل تعجب است.
٦٢٨٠ عجبت للشقى البخيل يتعجل الفقر الذى منه هرب، و يفوته الغنى الذى اياه طلب، فيعيش فى الدنيا عيش الفقراء، و يحاسب فى الآخرة حساب الاغنياء.
عجب دارم از بدبخت بخيل پيش مىاندازد درويشى را كه از آن گريخته، و فوت مىشود او را توانگرى كه آن را طلب كرده، پس زندگانى ميكند در دنيا زندگانى درويشان، و حساب كرده مىشود در آخرت حساب توانگران.
مراد اينست كه تعجب است از بخيل بدبخت كه بخل او از ترس درويشى است و خوف از اين كه مبادا يك وقتى درويش و بىچيز شود و از براى اينست كه مىخواهد كه هميشه توانگر باشد و با وجود اين پيش مىاندازد از براى خود درويشى را يعنى هنوز درويش نشده خود را درويش ميكند، باعتبار اين كه بوضع درويشان و طور ايشان سلوك ميكند و خود را درويش و بىچيز مىنمايد، و «فوت مىشود او را توانگرى كه آنرا طلب كرده و خواهان آنست» بهمان اعتبار كه مذكور شد «پس زندگانى ميكند در دنيا زندگانى درويشان، و حساب كرده مىشود در آخرت حساب توانگران» پس سود توانگرى را نمىبرد و ضرر و زيان آن را مىكشد.
٦٢٨١ عجبت لمن يقال: إن فيه الشر الذى يعلم انه فيه كيف يسخط.
عجب دارم از كسى كه گفته مىشود آنكه در اوست بديى كه ميداند آن در اوست