شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٣ - ٥٧٢٦ شر الخلائق الكبر
بدترين درويشى درويشى نفس است يعنى تهيدستى او از اعمال خير و آنچه باعث رستگارى او شود در آخرت.
٥٧٢٣ شر الامور الرضا عن النفس.
بدترين كارها خشنودى از نفس است، چه آن از عجب و خود بينى است كه بغايت عقلا و شرعا مذموم است بلكه هر چند كسى سعى در طاعات و عبادات و أعمال و أفعال خير كند باز بايد كه خود را مقصر داند و سعى كند در زياده بر آن، و با وجود آن اميد بتفضل حق تعالى داشته باشد و أعمال خود را چيزى نداند.
٥٧٢٤ شر الايمان ما دخله الشك.
بدترين ايمان آنست كه داخل شود آن را شك، يعنى ايمان بايد بمرتبه از يقين باشد كه ديگر احتمال قبول شك نداشته باشد مثل ايمانى كه از روى برهان باشد پس ايمانى كه شك در آن راه تواند يافت مثل ايمانى كه از روى تقليد يا دلائل خطابيه باشد بدترين ايمانست هر چند بعنوان جزم باشد، و ممكن است كه معنى عبارت اين باشد كه: بدترين ايمان آنست كه داخل شده باشد آن را شك يعنى بمرتبه جزم نباشد بلكه ظنى باشد كه احتمال خلاف در آن باشد هر چند احتمال ضعيفى باشد.
٥٧٢٥ شر اخوانك من داهنك فى نفسك، و ساترك عيبك.
بدترين برادران تو كسيست كه مداهنه كند با تو در باب نفس تو، و بپوشاند از تو عيب ترا. مراد به «مداهنه كردن در باب نفس او» اينست كه غش كند با او در باره او و عيبى كه در او بيند اظهار نكند باو، «پس پوشاندن عيب او از او» بمنزله تفسير و تأكيد آنست.
٥٧٢٦ شر الخلائق الكبر.