شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢١ - ٥٨٨٦ صبرك على تجرع الغصص يظفرك بالفرص
بر آن شود أكمل باشد پس بآن اعتبار اعتدال مزاج بدن مناط شراكت نفس با هفت آسمان تواند شد، و يا مراد به «اعتدال مزاج او» توسط اوست در اخلاق ميانه طرفين متضادين مثل شجاعت كه توسط است ميانه تهور و جبن، و سخاوت كه توسط است ميانه اسراف و بخل، و برين قياس ساير أخلاق و برين توسط مجازا «اعتدال مزاج» اطلاق تواند شد و بر هر تقدير شراكت با هفت آسمان باعتبار مزاج يا بسبب اين است كه افلاك نيز مركب باشند و مزاج ايشان معتدل باشد هر چند اين خلاف مذهب حكما باشد زيرا كه دليل بر امتناع اين قائم نيست، و يا باعتبار اينست كه آنها بالكليه از كيفيات متضاده عارى باشند چنانكه مذهب حكماست و چون اعتدال و توسط ميانه كيفيات متضاده بمنزله خلو از آنهاست پس بآن اعتبار اعتدال باعث شراكت با افلاك شود و ظاهر اينست كه غرض از حكم بشراكت آنها با افلاك اين باشد كه چنانكه آنها مصدر خيرات باشند بشعور و اختيار چنانكه مذهب حكماست پس آن نفوس معتدله نيز كه شريك آنها باشند چنين باشند نهايت بعضى از اعاظم علماى ما دعوى جماديت آنها كرده و آن را از ضروريات دين شمردهاند و قوت و استحكام آنها باعتبار اين تواند بود كه: هميشه بر جاى خود باشند و از مرور دهور فتورى به آنها راه نيابد و بنا بر طريقه حكما قوت و استحكام معنوى نيز مراد تواند بود و به آن چه تقرير شد ظاهر مىشود كه اين كلام مؤيد چندين اصل از اصول حكما مىتواند شد نهايت نسبت آن بآن حضرت صلوات الله و سلامه عليه ثابت نيست بلكه گمان فقير اينست كه كلام يكى از حكما بوده[١] كه بعضى از براى ترويج آن نسبت بآن حضرت داده و الله تعالى يعلم.
٥٨٨٦ صبرك على تجرع الغصص يظفرك بالفرص.
صبر كردن تو بر جرعه كشيدن غصهها فيروزى مىدهد ترا بر فرصتها. مكرر مذكور شد كه غصه چيزى را گويند كه در گلو ماند از استخوان و مانند آن و شايع
[١] - چنانكه شارح( ره) فرموده بظن متاخم بعلم مىتوان حكم كرد كه اين كلام از آن حضرت نيست نظر بقرائن و اماراتى كه از ملاحظه آنها دريافت اين مدعا مىشود.