شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٥ - ٦٥٤٧ فقر النفس شر الفقر
دارد و فرمان آنها در آنچه مشروع نباشد نبرد.
٦٥٤٢ فقد الولد محرق الكبد.
ناياب شدن فرزند سوزاننده جگرست.
٦٥٤٣ فقد الاخوان موهى الجلد.
ناياب شدن برادران سست مىگرداند جلادت را يعنى سختى و قوت را.
٦٥٤٤ فكرك يهديك الى الرشاد، و يحدوك على اصلاح المعاد
فكر تو راه مىنمايد ترا يا مىرساند بسوى راه راست درست، و ميراند ترا بر اصلاح آخرت.
٦٥٤٥ فعل الخير ذخيرة باقية و ثمرة زاكية.
فعل خير يعنى كردن خير يا كار خير ذخيرهايست باقى و ميوهايست پاكيزه، يعنى ميوه دارد پاكيزه كه آن اجر و ثواب آن باشد، يا اصل آن ميوه و ثمره زندگانيست.
٦٥٤٦ فكر المرء مرآة تريه حسن عمله من قبحه.
فكر مرد يا آدمى آئينهايست كه مىنمايد او را نيكوئى عمل او را از زشتى آن، يعنى مىنمايد باو نيكوئى و زشتى عمل او را، و جدا و ممتاز مىسازد از براى او هر يك از آنها را از ديگرى، تا بداند كه چه كار خوب است و چه كار زشت، و مرتكب[١] آنها گردد و اجتناب از اينها نمايد.
٦٥٤٧ فقر النفس شر الفقر.
[١] - ارتكاب در اينجا بمعنى عمل كردن است و استعمال آن در« ذنب» و« اثم» و نظائر آن بسيار و مشهور است و بمعنى عمل بخوبى و خير مانند اين مورد درست و اندك است.