شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤١ - ٦٢٧٠ عجبت لمن يجهل نفسه كيف يعرف ربه
تعجب دارم از كسى كه متعرض مىشود مر اصلاح مردم را و نفس او سختتر چيزيست از روى فساد، پس اصلاح نمىكند آنرا و فرا مىگيرد اصلاح غير خود را.
تعجب از جمعيست كه ديگران را امر بمعروف و نهى از منكر ميكنند و مىخواهند كه اصلاح حال ايشان بكنند و فساد نفس ايشان بيشتر از هر چيزيست و اصلاح نمىكنند و امر و نهى او نمىكنند.
٦٢٦٩ عجبت لمن يظلم نفسه كيف ينصف غيره.
تعجب دارم از كسى كه ستم كند نفس خود را چگونه عدل كند با غير خود.
ممكن است كه مراد باين نيز مثل فقره سابق تعجب از جمعى باشد كه عدل ميكنند با ديگران يعنى ايشان را امر بمعروف و نهى از منكر ميكنند و ستم ميكنند نفس خود را بارتكاب گناهان. و ممكن است كه مراد اين باشد كه نمىشود كه كسى ستم كند نفس خود را و عدل كند با ديگران چنانكه بايد، بلكه هر كه ستم كند نفس خود را نمىشود كه در حكم ميانه ديگران نيز حيف و ميلى از او واقع نشود، و بنا بر اين ممكن است كه غرض اشاره باشد بوجوب عصمت امام و اين كه پيشوائى كه حق تعالى او را از براى عدل ميانه مردم قرار داده باشد بايد كه بهيچ وجه مرتكب گناهى نشود و اگر نه عدل ميانه مردم چنانكه بايد از او متمشى نشود.
٦٢٧٠ عجبت لمن يجهل نفسه كيف يعرف ربه.
عجب دارم از كسى كه نداند نفس خود را چگونه مىشناسد پروردگار خود را.
مراد به «نشناختن نفس خود» اينست كه نشناسد قدر و مرتبه او را و اين كه او خلق شده از براى اكتساب مراتب عاليه أخروى نه اشتغال بدنياى خسيس فانى. و مراد به «ندانستن اين» أعم از ندانستن آنست يا عمل نكردن بعلم خود كه آن نيز بمنزله ندانستن آنست، و مراد اينست كه: كسى كه اين قدر نداند چگونه پروردگار خود را چنانكه بايد تواند شناخت!؟ پس هر كه با وجود اين دعوى شناخت پروردگار كند