شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩٥ - ٦٤٥٥ فى كل نفس موت
در مردن نيكوئى حال و شادمانيست يا پشيمانى. مراد اينست كه بعد از مردن واسطه ميانه اينها نيست اگر نيكو كارست نيكوحال و شادمان باشد، و اگر نه بد حال و پشيمان، پس هر يك را كه خواهى اختيار كن و بر وفق آن عمل كن.
٦٤٥٢ فى الفوت حسرة و ملامة.
در فوت حسرت است و ملامت، يعنى در فوت فرصت كار خير و از دست دادن آن. و در بعضى نسخهها بجاى «و ملامة» «أو ملامة» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه در فوت حسرت است يا ملامت و «حسرت» در فوت كار خيرى باشد كه فوت آن سبب عقاب نباشد و همين سبب حسرتى گردد كه كاش فوت نشده بود كه ثواب من زياده مىشد و «ملامت و سرزنش» در جائى باشد كه سبب عذاب و عقاب گردد، و بنا بر اول هر يك از حسرت و ندامت أعم از اينست كه از براى عذاب و عقاب باشد يا از براى فوت شدن ثواب زياد، و اين ظاهرترست.
٦٤٥٣ فى تصاريف الدنيا اعتبار.
در تغييرهاى دنيا عبرت گرفتنى است، يعنى از آنها بايد عبرت گرفت، يا اين كه كسى را كه بصيرتى باشد از آنها عبرت گيرد.
٦٤٥٤ فى السكون الى الغفلة اغترار.
در آرام گرفتن بسوى غفلت فريب خوردنى است، مراد آرام گرفتن بغفلت از آخرت است و در انديشه آن نبودن.
٦٤٥٥ فى كل نفس موت.
در هر نفس مردنى باشد، يعنى هيچ نفسى زنده و جاويد نماند چنانكه در قرآن مجيد فرموده: «كل نفس ذائقة الموت»\*، هر نفسى در يابنده مزه مرگ باشد.