شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٦ - ٦٠٦٣ ظلم المعروف من وضعه فى غير اهله
كننده آنرا تيره و ناصاف گرداند بزشتى منت گذاشتن.
٦٠٥٧ ظلم نفسه من عصى الله و اطاع الشيطان.
ستم كند بر نفس خود هر كه نافرمانى كند خدا را و فرمان برد شيطان را.
٦٠٥٨ ظلم السخاء من منع العطاء.
ستم كند سخاوت را كسى كه منع كند عطا را، مراد اينست كه منع كننده عطا و بخشش نيز داخل ظالمان و ستم كنندگان است و ظلم او بر اصل خصلت فاضله سخاوت است كه او را در باره خود فاسد و باطل كند.
٦٠٥٩ ظل الله سبحانه فى الآخرة مبذول لمن اطاعه فى الدنيا.
سايه خداى سبحانه در آخرت عطا كرده شده باشد از براى هر كه فرمانبردارى او كند در دنيا. مراد به «سايه خدا» لطف و مرحمت اوست.
٦٠٦٠ ظلم العباد يفسد المعاد.
ستم بندگان فاسد ميكند روز بازگشت را، يعنى ستم بر بندگان خدا يا ستم بندگان بعضى بر بعضى.
٦٠٦١ ظاهر الله سبحانه بالعناد من ظلم العباد.
آشكار كرده با خداى سبحانه دشمنى را كسى كه ستم كند بندگان او را.
٦٠٦٢ ظلم المرء فى الدنيا عنوان شقائه فى الآخرة.
ستم كردن مرد در دنيا عنوان بدبختى اوست در آخرت، «عنوان» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى سر سخن است يا دليل و علامت.
٦٠٦٣ ظلم المعروف من وضعه فى غير اهله.