شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١١ - ٥٨٦٢ صار الفسوق فى الدنيا نسبا، و العفاف عجبا، و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا
جهل و نادانى باشد، و آن مذمت حماقت و كم عقلى.
٥٨٥٧ صديقك من نهاك، و عدوك من اغراك.
دوست تو كسيست كه باز دارد ترا، و دشمن تو كسيست كه بر انگيزاند ترا، يعنى باز دارد از بديها، و بر انگيزاند بر آنها.
٥٨٥٨ صير الدين جنة حياتك، و التقوى عدة وفاتك.
بگردان ديندارى را سپر زندگانى خود، و پرهيزگارى را آماده شده از براى مردن خود، يعنى ديندارى را سپرى كن از براى دفع آفات زندگانى، و پرهيزگارى را توشه و ذخيره از براى مردن.
٥٨٥٩ صدق الرجل على قدر مروءته.
راستى مرد بر قدر مروت اوست، يعنى مردى او يا آدميت او.
٥٨٦٠ صيانة المرء على قدر ديانته.
نگهدارى مرد بر قدر ديندارى اوست يعنى نگهدارى خود از گناهان.
٥٨٦١ صن دينك بدنياك تربحهما، و لا تصن دنياك بدينك فتخسرهما.
نگاهدارى كن دين خود را بدنياى خود تا اين كه سود كنى از هر دو، و نگهدارى مكن دنياى خود را بدين خود پس زيان كنى از هر دو، يعنى اگر دين را نگهدارى كنى بدنيا و صرف كنى دنياى خود را از براى حفظ دين، يا اين كه بگذرى از سر دنيا از براى دين سود كنى از دين و دنيا هر دو، و اگر بر عكس كنى و بكنى كارى كه ضرر بدين تو داشته باشد از براى حفظ دنياى خود زيان كنى در دين و دنيا هر دو.
٥٨٦٢ صار الفسوق فى الدنيا نسبا، و العفاف عجبا، و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا.