شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩٢ - ٦٤٤٤ غالب الشهوة قبل قوة ضراوتها فانها ان قويت ملكتك و استفادتك و لم تقدر على مقاومتها
٦٤٤٣ غافص[١] الفرصة عند امكانها فانك غير مدركها بعد[٢] فوتها.
ناگاه بگير فرصت را نزد امكان آن، پس بدرستى كه تو دريابنده آن نيستى بعد از فوت آن. مراد اينست كه همين كه فرصت كار خيرى ممكن شود ترا ناگاه، بگير آن را و مهلت مده و پس مينداز از آن، زيرا كه كم است كه فرصت كه فوت شود ديگر عود كند و دريابى آن را، پس اگر تأخير كنى بسا باشد كه فوت شود فرصت و در نيابى آن را.
٦٤٤٤ غالب الشهوة قبل قوة ضراوتها فانها ان قويت ملكتك و استفادتك و لم تقدر على مقاومتها.
غلبه كن بر خواهش پيش از قوى شدن حرص آن پس بدرستى كه آن اگر قوى شود مالك شود ترا و كسب كند[٣] ترا و قادر نباشى بر برابرى كردن با آن، يعنى غلبه كن بر هوا و هوس پيش از اين كه قوى گردد در تو باين كه در ابتدا خود را نگاهدارى از آن پيش از اين كه عادت كنى بپيروى آن كه اگر قوى شود در تو باين كه فرمان آن ببرى و عادت كنى بآن مالك شود آن ترا و بنده خود گرداند و ديگر قادر نباشى بر برابرى كردن با آن و نگاهداشتن خود از آن.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« غافصه مغافصة و غفاصا فاجاه و أخذه على غرة منه» و در منتهى الارب گفته:« مغافصه بناگاه گرفتن و بر غفلت كسى آمدن».
[٢] - اين كلمه در نسخه شارح( ره):« عند» ضبط شده و آنرا در شرح نيز« نزد» معنى كرده در صورتى كه در همه نسخ متن( اعم از چاپى و خطى كه بنظر رسيد) و در نسخ اين شرح نيز كه بغير خط شارح( ره) كه نسخه أصل باشد بنظر رسيد باتفاق« بعد» است.
[٣] -« استفادتك» و« كسب كند ترا» مبنى بر آنست كه اين كلمه بفاء باشد چنانكه در نسخه چاپ هند است( ص ٢٥٣، س ١) و مىتواند بود كه بقاف باشد چنانكه در نسخه چاپ صيد است( ص ١٦٢، س ١٦)، در منتهى الارب گفته:« استقادنى يعنى زمام اختيار بدستم داد، و استقدت الحاكم كشنده را كشتن فرمودن خواستم از او» و اين كه در برخى از نسخ شرح كلمه مورد بحث را بلفظ« و بكشد ترا» ترجمه كردهاند مؤيد اين قرائت است.