شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٣ - ٦٦٩٥ قد اعدوا لكل حق باطلا، و لكل قائم مائلا، و لكل حى قاتلا، و لكل باب مفتاحا، و لكل ليل صباحا
و عملى با آن نيست «مانند كسى كه فارغ شده باشد از عمل خود و خشنود گردانيده باشد خداوند خود را» و ديگر تكليفى بر او نمانده باشد پس چنانكه او ديگر بعملى نمىپردازد شما نيز نمىپردازيد پس گويا خود را چنان مىدانيد و گمان داريد كه فارغ شدهايد از عمل و جمع كردهايد خشنودى پروردگار خود را.
٦٦٩٣ قد يكذب الرجل على نفسه عند شدة البلاء بمالم يفعله.
گاه هست يا بسيارست كه دروغ مىگويد مرد بر نفس خود نزد سختى بلا به آن چه نكرده باشد آنرا، مراد مثل اقرارهاى دروغ است كه مردم بر نفس خود ميكنند از براى خلاصى از كتك يا شكنجه يا از ترس آنها، و غرض بىاعتبارى چنين اقرارهاست.
٦٦٩٤ قد أمر من الدنيا ما كان حلوا، و كدر منها ما كان صفوا.
بتحقيق كه تلخ شده از دنيا آنچه بود شيرين، و تيره شده از آن آنچه بود صاف مراد يا اخبار از خصوص آن زمانست، يا از آن زمان و بعد از آن نيز كه آخر الزمان است و بمنزله درد[١] دنياست كه باقى مانده.
و فرموده است آن حضرت ٧ در وصف منافقان يعنى جمعى از اصحاب خود كه باطن ايشان با ظاهر موافق نبوده.
٦٦٩٥ قد اعدوا[٢] لكل حق باطلا، و لكل قائم مائلا، و لكل حى قاتلا، و لكل باب مفتاحا، و لكل ليل صباحا.
[١] -« درد» بضم دال و سكون راء آنست كه در ته پياله و خمره از تيره و ناصاف مايعى مانند شراب و روغن و غير آن مىماند، مولوى گفته:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - كذا در غير نسخه اصل از نسخ شرح اما شارح( ره) در نسخه خود آنرا« قد اتخذوا» ضبط كرده است و بعبارت« بتحقيق كه فرا گرفتهاند» نيز آنرا ترجمه نموده است.
و در نهج البلاغه نيز بلفظ« قد أعدوا» نقل شده( رجوع شود بمجلد دوم شرح ابن ابى الحديد چاپ اول مصر، ص ٥٥٦) و همچنين است متن غرر و درر( چاپ صيدا، ص ١٦٨، س ١٤، و چاپ هند، ص ٢٦٢، س ١).