شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١١ - ٦١٧٥ على قدر الحمية تكون الغيرة
بر اندازه همت ميباشد حميت. مراد به «حميت» بفتح حاء و كسر ميم و تشديد ياى مفتوحه ننگ داشتن از نقصها و عيبهاست در خود و متعلقان خود، و مراد اينست كه حميت هر كس بقدر همت اوست هر كه همت او بلندتر باشد ننگ او از نقصها بيشتر باشد و سعى او در رفع آنها زيادتر.
٦١٧٥ على قدر الحمية تكون الغيرة.
بر قدر حميت ميباشد غيرت. پوشيده نيست كه حميت و غيرت هر دو بمعنى ننگ مستعمل مىشود و گاهى غيرت در خصوص ننگ داشتن از شركت ديگرى در امرى كه محبوب اين كس باشد يا اختصاص باو داشته باشد مستعمل مىشود مثل ننگ داشتن مرد از شركت ديگرى در زن او يا كنيز او، و ننگ داشتن زن نيز از شركت ديگرى با او در شوهر او. و بعضى از اهل لغت كه تفسير «غيرت» به «رشك» كردهاند ظاهر اينست كه مراد رشك يعنى مطلق حسد نيست بلكه حسدى است كه از غيرت بمعنى مذكور حاصل شود يا اين كه غيرت بمعنى مذكور را در فارسى رشك مىگويند و بنا بر اين از براى «بودن غيرت بر قدر حميت» معنى معقولى بخاطر نمىرسد. و ممكن است كه «حميه» بتخفيف خوانده شود بمعنى پرهيز كردن يا منع كردن چنانكه در فقره سابق مذكور شد و مراد پرهيز كردن از گناه باشد يا منع كردن خود از آن و مراد اين باشد كه غيرت هر كس باندازه پرهيزگارى اوست.
مؤيد اينست آنچه در نهج البلاغه نقل شده كه: قدر عفت مرد بر قدر غيرت اوست، چه عفت نيز بمعنى باز ايستادن از حرامهاست كه پرهيزگارى باشد نهايت در آنجا اشاره شده بسبب عفت و اين كه اختلاف مراتب آن بقدر اختلاف مردم است در غيرت، و در اينجا مراد اينست كه از پرهيزگارى هر كسى و قدر آن استنباط قدر غيرت او مىتوان كرد از قبيل استدلال از معلول بر علت، نهايت بعضى از شارحان كتاب مستطاب مذكور «عفت» را در آنجا بر عفت از زنان ديگران حمل كردهاند و چنين