شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٦ - ٥٧٧٧ شيمة الاتقياء اغتنام المهلة و التزود للرحلة
آن بر وجه أحسن خواهد شد، چندان باكى نخواهد داشت، و زياده ترسناك نخواهد بود در آنها.
٥٧٧٤ شغل من الجنة و النار امامه[١].
مشغول است كسى كه بهشت و دوزخ پيش او باشد يعنى كسى كه بهشت و دوزخ در پيش داشته باشد و بايد كه بيكى از آنها برود بايد كه مشغول كار خود باشد و تدبير فوز بآن و رستگارى از اين كند و بيكار يا مشغول كار ديگر نشود، شغلى زياده از آن نباشد كه باو دادهاند بايد كه همواره مشغول آن باشد.
٥٧٧٥ شغل من كانت النجاة و مرضاة الله مرامه[٢].
مشغول كرده شده است كسى كه رستگارى و خشنودى خدا مطلب او باشد يعنى چنين كسى شغل عظيمى باو دادهاند بايد كه همواره بآن پردازد و بيكار يا مشغول كار ديگر نشود.
٥٧٧٦ شيمة العقلاء قلة الشهوة و قلة الغفلة.
خوى عاقلان كمى خواهش و كمى غافلى است.
٥٧٧٧ شيمة الاتقياء اغتنام المهلة و التزود[٣] للرحلة.
[١] - شارح( ره)« امامه» را بضم ميم ضبط كرده يعنى كلمه را مرفوع خوانده است، و گويا وجهى نداشته باشد مگر قصد ازدواج با آخر فقره بعدى بنا بر آنكه آنرا مرفوع بخوانيم بيكى از دو وجه كه ممكن است.
[٢] - شارح( ره) با آنكه« النجاة» و« مرضاة» هر دو را مرفوع ضبط كرده« مرامه» را نيز مرفوع خوانده است و آن ممكن نيست مگر به آن كه« كانت» را زايد بدانيم يا« النجاة» و« مرضاة» را منصوب بخوانيم و خبر مقدم بگيريم.
[٣] - در حاشيه بعضى نسخ مذكور است:« ممكن است كه« التزود». بجر خوانده شود و عطف بر« المهلة» باشد و معنى اين باشد كه: غنيمت شمردن مهلت و غنيمت شمردن توشه بر گرفتن، و ممكن است كه برفع خوانده شود و عطف بر« اغتنام» باشد و ترجمه اين باشد كه، خصلت پرهيزگاران غنيمت شمردن مهلت و توشه بر گرفتن است از براى كوچ كردن،( منه رحمه الله)» ليكن در نسخه مخطوطه بخط شارح( ره) ذكر نشده است نه در متن نه در حاشيه.