شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٠ - ٥٦٣٩ سوء الخلق نكد العيش و عذاب النفس
٥٦٣٨ ست من قواعد الدين، اخلاص اليقين، و نصح المسلمين، و اقامة الصلوة، و ايتاء الزكوة، و حج البيت، و الزهد فى الدنيا.
شش چيزست كه از قاعدههاى دين است، خالص گردانيدن يقين، و خالص بودن با مسلمانان، و بر پاى داشتن نماز، و دادن زكاة، و حج خانه، و بىرغبتى در دنيا، يعنى اين شش چيز از أركان ديناند و بناى دين بر آنهاست كه اگر اخلال بيكى از آنها بشود دين خراب شود و اتيان بباقى شرايع آن سودى ندهد و مراد به «خالص گردانيدن يقين» خالص گردانيدن يقين است در آنچه يقين بآن بايد از عقايد دين از شائبه شك و شبهه بالكليه، يا از شائبه تقليد نيز و اين كه از روى محض دليل و برهان باشد، و مراد به «خالص بودن با مسلمانان» صاف بودن با ايشانست و اين كه با ايشان بنفاق و دوروئى سلوك نكند، و ممكن است كه «نصح» بمعنى خالص بودن نباشد بلكه بمعنى نصيحت كردن باشد يعنى موعظه و پند گفتن ايشان بأمر بمعروف و نهى از منكر. و مراد به «پاى داشتن نماز» مداومت بر واجبيهاى آن با محافظت بر اوقات و شرايط و آداب آنهاست، و «از أركان بودن دادن زكاة و حج خانه خدا» هر يك در وقتى است كه شرايط وجوب آن بعمل آمده باشد، و مراد به «بى رغبتى در دنيا» اينست كه حرص زيادى بر آن نباشد كه بسبب آن مشغول گردد از بعضى فرايض و واجبات.
٥٦٣٩ سوء الخلق نكد العيش و عذاب النفس.
بدى خوى تيرگى زندگانيست و عذاب نفس، يعنى زندگانى را بر صاحب خود تيره مىگرداند و هميشه او را در رنج و تعب دارد، و مراد به «عذاب نفس» نيز تأكيد سابق است و اين كه سبب اين مىگردد كه صاحب آن همواره در شكنجه رنج و تعبى باشد كه بسبب بدخوئى خود مىكشد، و ممكن است كه مراد بآن عذاب و عقاب أخروى باشد.