شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠٥ - ٧١٦١ كن بعيد الهمم اذا طلبت، كريم الظفر اذا غلبت
و اوستم ايشان را بكشد بلكه معارضه و برابرى ميكند با كسى كه خواهد ستمى باو بكند و دفع ستم او از خود ميكند، و مراد به «نشانيدن ضعف او را» ضعفيست كه باختيار او باشد مانند اين كه از كسالت و كاهلى ناشى شود يا از سوء تدبير و سعى نكردن در آنچه سبب قوت و توانائى گردد اما ضعفى كه بىاختيار باشد و چاره از براى دفع آن نباشد پس نشستن بسبب آن اختيارى نيست كه امر بآن توان كرد[١] و پوشيده نيست كه بنا بر اين حاصل مجموع اين كلام معجز نظام اينست كه: چنين باش كه ظلم بر كسى نكنى و ستم هم از كسى نكشى.
و ممكن است كه مفاد[٢] جزء اول نيز همان مضمون جزء ثانى باشد و جزء ثانى تأكيد آن باشد باين كه «يفرط» بر وجه اول خوانده شود و يا بر وجه ثانى يا بتشديد از باب تفعيل خوانده شود و معنى اين باشد كه: باش از كسى كه تقصير نمىكند او را عنفى يعنى عنف ديگرى با او سبب اين نمىشود كه از او جهت دفع ان تقصيرى در آنچه بايد بكند واقع شود بلكه دفع عنف مردم كند.
٧١٦٠ كن لينا من غير ضعف، شديدا من غير عنف.
باش نرم بىضعفى سخت بىعنفى، يعنى باش چنين كه نرمى كنى با مردم بى اين كه آن بسبب ضعف و ناتوانى باشد بلكه با وجود قوت و توانائى نرمى كن با ايشان از راه فضيلت آن، و همچنين باش سخت بى اين كه عنفى در تو باشد يعنى درشتى خوئى بلكه سختى تو در جائى باشد كه سختى در آن بايد مثل دفع ستم كسى از خود و منع مردم از منكرات و مانند آنها.
٧١٦١ كن بعيد الهمم اذا طلبت، كريم الظفر اذا غلبت.
باش دور همتها هر گاه طلب كنى، گرامى فيروزى هر گاه غلبه كنى. مراد
[١] - مراد بيان اينست كه متعلق تكليف نمىباشد زيرا بديهى است كه در امور غير اختياريه تكليفى نيست و تكليف همانا در اموريست كه مكلف بر فعل و ترك آن قادر باشد.
[٢] - مفاد كلام بضم ميم يعنى محصل كلام و آنچه از آن مفهوم شود.