شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧١ - ٦٣٦٤ غاية الاقتصاد القناعة
غايت مؤمن بهشت است، يعنى عاقبت او دخول در آن و قرار در آنست.
٦٣٥٩ غاية المعرفة الخشية.
غايت معرفت ترس است، يعنى پايان و عاقبت معرفت حق تعالى و شناخت او يا غرض و علت غائى آن ترس از اوست و از نافرمانى او.
٦٣٦٠ غاية الكافر النار.
غايت كافر آتش است، يعنى عاقبت او دخول آن و مخلد بودن در آنست.
٦٣٦١ غاية المكارم الايثار.
غايت مكرمتها ايثارست، يعنى أعلاى أفراد آنها ايثارست، يعنى جود و بخشش يا برگزيدن كسى بر خود و دادن چيزى باو با وجود احتياج خود بآن.
٦٣٦٢ غاية الحزم الاستظهار.
غايت دورانديشى پشت قوى كردن است، يعنى عاقبت دور انديشى در كارى پيش از آن يا غرض از آن پشت قوى شدن است در آن و ايمن گرديدن از مفاسد آن.
٦٣٦٣ غاية العبادة الطاعة.
غايت عبادت فرمانبرداريست، يعنى غرض از عبادات و علت غائى آنها فرمانبردارى حق تعالى است و بجا آوردن فرموده او، پس هر كه عبادتى كند بايد بآن قصد كند و آميخته بغرضى ديگر نسازد.
٦٣٦٤ غاية الاقتصاد القناعة.
غايت اقتصاد قناعت است، «اقتصاد» بمعنى ميانه رويست در معاش بر وجهى كه نه بخل باشد و نه اسراف، و مراد اينست كه غرض از اقتصاد كه امر بآن شده اينست كه آدمى قانع شود بداده حق تعالى و آنچه نصيب و بهره او كرده و خود را بتعب