شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠ - ٥٢٩٤ رب أمنية تحت منية
بسا تعب كشنده از براى كسى كه شكر نكند او را، مراد منع از حرص در طلب دنياست و تنبيه بر اين كه: بسيارست كه آدمى تعب مىكشد در تحصيل دنيا و نمىشود كه صرف كند بلكه مىگذارد آنرا از براى كسى كه اصلا شكر او نمىكند.
٥٢٩٠ رب لغو يجلب شرا.
بسا لغوى كه بكشد شرى را، يعنى بسيار كار لغو عبث باشد كه كسى بعنوان لعب و بازى بكند و آخر آن سبب فتنه و شرى شود، پس اجتناب از لغوها بايد كرد.
٥٢٩١ رب لهو يوحش حرا.
بسا بازى كه بر ماند آزاده را، يعنى باعث كدورت آزاده شود و اين كه او برمد از اين كس و دورى كند، پس در بازيها و خوش طبعيها نيز بايد تأمل كرد كه مبادا چنين چيزى باشد.
٥٢٩٢ رب قول اشد من صول.
بسا سخنى كه سختتر باشد از حمله، مثل سخنهاى درشت كه تأثير آنها زياده از حمله باشد و غرض اينست كه كسى را كه حمله بر او از براى كتك و مانند آن نبايد كرد بطريق اولى چنان با او سخن نبايد گفت، و اين كه گاهى در زجر و منع مردم اكتفا بچنان سخنان توان كرد كه تأثير آنها زياده از ضرب و جرح است چنانكه قبل از اين نيز مذكور شد.
٥٢٩٣ رب فتنة أثارها قول.
بسا فتنه كه برانگيخته باشد آنرا سخنى. غرض اينست كه بىتأمل سخن نبايد گفت، چه بسيارست كه فتنه بمجرد سخنى برانگيخته مىشود.
٥٢٩٤ رب أمنية تحت منية.