شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٣ - ٦٣٣٤ عاص يقر بذنبه خير من مطيع يفتحز بعمله
مراد به «تلويح» اينست كه چيزى را بعنوان اشاره و تعريض و كنايه بگويند و تصريح بآن نكنند و مراد اينست كه در زجر و منع عاقلان تلويح ببدى آنچه كرده و منع از آن كافى است و حاجت بتصريح نيست بلكه نبايد كرد، زيرا كه آن از براى او ايذاى زيادى است كه حاجت بآن نيست بخلاف جاهل يعنى كم عقل كه از براى او تصريح بايد كرد زيرا كه او تلويح نمىفهمد و بر تقديرى كه فهمد ممنوع نمىشود بآن.
٦٣٣٠ عقبى الجهل مضرة، و الحسود لا تدوم له مسرة.
عاقبت جهل ضرر و زيان است، و حسود پاينده نمىماند از براى او شادمانيى.
مراد به «جهل» كم عقلى است يا نادانى، و «پاينده نماندن شادمانيى از براى حسود» باعتبار اينست كه كم وقتى است كه نعمتى بكسى رسد كه او از ديدن يا شنيدن آن حزين و غمگين نگردد و شادمانيى كه داشته باشد زايل نشود.
٦٣٣١ عدل السلطان حياة الرعية و صلاح البرية.
عدل پادشاه زندگانى رعيت و صلاح حال خلق است، يعنى باعث اين مىشود كه برفاهيت زندگانى كنند و احوال ايشان منتظم و شايسته باشد.
٦٣٣٢ عاقبة الكذب ملامة و ندامة.
عاقبت دروغ ملامت و ندامت است يعنى سرزنش و پشيمانى.
٦٣٣٣ عاقبة الصدق نجاة و سلامة.
عاقبت راستى رستگارى است و سلامتى.
٦٣٣٤ عاص يقر بذنبه خير من مطيع يفتحز بعمله.
گناهكارى كه اقرار كند بگنهكارى خود بهترست از اطاعت كننده كه افتخار كند بعمل خود.