شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٢ - ٥٥٧٦ سرور الدنيا غرور، و متاعها ثبور
بدى تدبير سبب هلاك گردانيدن مىشود چنانكه در آخر فصل سابق مذكور و شرح شد.
٥٥٧٢ سوء التدبير مفتاح الفقر.
بدى تدبير كليد درويشى است. مراد بدى تدبير در وجه معاش و طريق زندگانيست.
٥٥٧٣ سوء الظن بالمحسن شر الاثم و اقبح الظلم.
بد گمانى باحسان كننده بدترين گناهيست و زشتترين ستميست.
٥٥٧٤ سوء الظن بمن لا يخون من اللؤم.
بد گمانى بكسى كه خيانت نمىكند از دنائت و پستى مرتبه است يعنى از آن ناشى مىشود.
٥٥٧٥ سوء الظن يفسد الامور، و يبعث على الشرور.
بدى گمان فاسد ميكند كارها را، و بر مىانگيزاند بر بديها. مراد بمذمت بد گمانى در اين فقره و امثال آن اينست كه تا از كسى بدى معلوم نشود أفعال او را بر صحت بايد حمل كرد و باو بد گمان نبايد شد و اگر بالفرض كارى چند كند كه منشأ بد گمانى در او شود عمل بآن گمان نبايد كرد و بمجرد آن تا معلوم نشود باو بد نبايد كرد نه اين كه بهر كس تا بدى او معلوم نشود اعتماد توان كرد و او را أمين و معتمد دانست.
٥٥٧٦ سرور الدنيا غرور، و متاعها ثبور.
شادمانى دنيا فريب است و متاع آن هلاك است. «فريب است» يعنى امريست پست مرتبه زايل باطل كه فريب مىدهد آدمى را، و مشغول مىسازد از آخرت