شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٦ - ٦٦٠٨ فرض الله سبحانه الايمان تطهيرا من الشرك
آن ظاهر نمىشود [و شارحان[١] كتاب مستطاب نهج البلاغه گفتهاند كه: تشريف راستى از براى اينست كه بناى مصالح مردم در معاش و معاد بر آنست، و بنا بر اين بايد گفت كه: چون فوايد تشريف راستى ظاهر بود بيان نشده و اكتفا شده باين كه فرض شده ترك دروغ از براى تشريف راستى. و ممكن است كه مراد اين باشد كه فرض كردن ترك دروغ از براى محض مفاسد دروغ يا مصالح راستى نيست بلكه اصل راستى فى نفسه بلند مرتبه است هر چند مصلحتى در آن نباشد و مفسده بر دروغ در آن مترتب نگردد چنانكه مشهور است ميانه علما كه حسن صدق و قبح كذب لذاته و فى نفسه است قطع نظر از مصالح آن و مفاسد اين، و اين كه حسن و قبح هر چيز لازم نيست كه از براى فايده باشد كه بر آن مترتب گردد يا مفسده كه ازين ناشى شود بلكه هر حسنى بايد كه منتهى شود بچيزى كه آن فى نفسه خوب باشد و هر قبحى بچيزى كه آن فى نفسه بد باشد.
و الاسلام امانا من المخاوف.
و فرض كرده اسلام را از براى أيمنى از مخاوف يعنى از مخاوف دنيوى و أخروى يعنى ترسها يا ترسيده شدهها، زيرا كه كفر سبب استحقاق قتل و سبى و مانند آنها مىشود در دنيا، و مخلد بودن عذاب و عقاب در آخرت، پس فرض شده اسلام از براى ايمنى از آنها. و پوشيده نيست كه اين بيان فايده اسلام است بعد از وجوب آن نه بيان سر و علت وجوب آن مانند تعليلات ديگر. و ممكن است كه اين باعتبار قصور أفهام مخاطبان باشد از فهم سر و علت آن، پس اكتفا شده ببيان فايده آن و الله تعالى يعلم.
[و در كتاب مستطاب نهج البلاغه[٢] «و السلام» بجاى «و الاسلام»
[١] - عبارت ميان دو قلاب يعنى از« و شارحان» تا« از براى تشريف راستى» در نسخه اصل كه بخط شارح( ره) است نيست ليكن در ساير نسخ هست.
[٢] - عبارت ميان دو قلاب يعنى از« و در كتاب» تا« زايل مىگردد» در نسخه اصل نيست ليكن در نسخ ديگر هست.