شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٠ - ٦٩٠٣ كل مؤجل يتعلل بالتسويف
٦٨٩٨ كل مقتصر عليه كاف.
هر اقتصار كرده شده بر آنى كافيست، يعنى از دنيا همين كه قدرى باشد كه اقتصار بر آن و اكتفا بآن توان كرد باين كه وفا بقدر ضرورى بكند همان كافيست و طلب زياده بر آن و تعب و زحمت كشيدن از براى آن در كار نيست.
٦٨٩٩ كل ما زاد على الاقتصاد اسراف.
هر چه زياد باشد بر ميانه روى اسراف است، يعنى در هر باب ميانه روى بايد و سلوكى باندازه حال و وضع خود و امثال خود، و هر چه زياد بر آن باشد اسرافيست كه مذموم است بحسب شرع اقدس.
٦٩٠٠ كل يوم يفيدك عبرا، ان اصحبته فكرا.
هر روزى مىبخشد ترا عبرتها اگر همراه گردانى با آن فكرى.
٦٩٠١ كل يسار الدنيا اعسار.
هر توانگرى دنيا درويشى است، زيرا كه باعث صد گونه حاجت مىشود كه آن حقيقت درويشى است و غالب اينست كه سبب درويشى و تهيدستى در آخرت نيز مىشود.
٦٩٠٢ كل معاجل يسأل الانظار.
هر معاجلى درخواست ميكند مهلت دادن را.
٦٩٠٣ كل مؤجل يتعلل بالتسويف.
هر مدت قرار داده شده بهانه مىجويد به «تسويف»، تسويف اينست كه چيزى را از وقتى پس اندازند بوقت ديگر، و همچنين از آن وقت بوقت ديگر و ظاهر اينست كه مراد به «معاجل» بفتح جيم كسى باشد كه شتاب كنند در گرفتن حقى از او و در حال خواهند از او، و به «مؤجل» آنكه مدتى از براى او قرار دهند كه بعد از آن